مستندسازی سرکوب مرگبار اعتراضات مردمی در شهر مشهد – ۱۸ تا ۲۱ دی‌ماه ۱۴۰۴1 / 91

مستندسازی سرکوب مرگبار اعتراضات مردمی در شهر مشهد – ۱۸ تا ۲۱ دی‌ماه ۱۴۰۴

مشهد، خراسان رضوی

۱۸ دی ۱۴۰۴

گزارش / توضیحات

کاربرد: آرشیو حقوق بشری، ارائه به نهادهای بین‌المللی، استفاده در روندهای حقیقت‌یابی و پیگیری قضایی وضعیت منابع: مجموعه ویدیوهای میدانی، تصاویر اجساد و مجروحان، شهادت‌های متعدد شاهدان عینی، گزارش‌های رسانه‌ای مستقل ----------- مقدمه بر اساس مجموعه گسترده‌ای از ویدیوهای میدانی، تصاویر ثبت‌شده از محل‌های تیراندازی، تصاویر سردخانه‌ها و پیکرهای جان‌باختگان، شهادت‌های مستقیم شاهدان عینی از مناطق مختلف مشهد، و گزارش‌های رسانه‌ای مستقل، وقایع ۱۸ تا ۲۱ دی‌ماه ۱۴۰۴ در شهر مشهد نشان‌دهنده استفاده سازمان‌یافته و گسترده از سلاح گرم جنگی علیه جمعیتی عمدتاً غیرمسلح است. تحلیل تطبیقی این داده‌ها با الگوی سرکوب ثبت‌شده در تهران در همان بازه زمانی، از وجود یک الگوی هماهنگ و تکرارشونده در استفاده از خشونت مرگبار حکایت دارد. ۱. ماهیت اولیه اعتراضات و وضعیت میدانی پیش از تیراندازی در تاریخ ۱۸ دی‌ماه، تجمعات مردمی در مناطقی چون میدان آزادی، میدان پنجراه، طلاب، میدان هاشمیه، بلوار احمدآباد و بخش‌هایی از وکیل‌آباد شکل گرفت. در ویدیوهای ثبت‌شده در این مناطق، جمعیت گسترده‌ای شامل زنان، مردان، سالمندان و نوجوانان دیده می‌شوند که با دست خالی در حال شعار دادن هستند. در برخی تصاویر، مردم به یکدیگر توصیه می‌کنند به اموال عمومی و خصوصی آسیب نزنند. هیچ سلاح گرمی در دست معترضان مشاهده نمی‌شود. در ویدیویی از میدان پنجراه در ۱۸ دی، جمعیت در حال شعار دادن دیده می‌شود و فضای تجمع تا پیش از استقرار نیروهای مسلح، فاقد خشونت سازمان‌یافته از سوی معترضان است. در میدان آزادی نیز فردی که درفش کاویانی در دست دارد، در میان جمعیت دیده می‌شود و بعداً به عنوان یکی از جان‌باختگان شناسایی می‌شود؛ در تصاویر ثبت‌شده، حتی پس از مرگ نیز پرچم در دست او باقی مانده است. این تصویر از منظر تحلیلی اهمیت دارد، زیرا نشان می‌دهد معترضان در حال فعالیت نمادین و سیاسی بوده‌اند، نه درگیری مسلحانه. ۲. استقرار نیروهای مسلح و آغاز شلیک مستقیم با گسترش تجمعات به محورهای اصلی شهری، از جمله بلوار وکیل‌آباد، بلوار باهنر، بلوار ملک‌آباد (در نزدیکی مقر فرماندهی انتظامی و اطلاعات مشهد)، پل دانشجو، بلوار امامت، چهارراه احمدآباد–ملاصدرا، طبرسی، عبدالمطلب، جاده سیمان، گاز، صیاد و هفت‌تیر، حضور گسترده نیروهای یگان ویژه، لباس‌شخصی‌ها و نیروهای مسلح ثبت شده است. در چندین ویدیو، نیروهای مسلح بر پشت‌بام ساختمان‌ها و نقاط مرتفع پیش از شروع تیراندازی دیده می‌شوند. در یک ویدیو مربوط به ۲۱ دی، شلیک از طبقات بالایی ساختمان به سمت جمعیت مشاهده می‌شود؛ فاصله شلیک کوتاه است و نوع سلاح بر اساس صدا و شدت آسیب، سلاح جنگی ارزیابی می‌شود. این الگو با الگوی شلیک از ارتفاع در تهران نیز همخوانی دارد. در ویدیوهای مربوط به ۱۹ دی در وکیل‌آباد و پل دانشجو، صدای شلیک سلاح‌هایی نظیر کلاشینکوف و وینچستر شنیده می‌شود. در همان صحنه‌ها به مردم هشدار داده می‌شود «مراقب چشم‌هایتان باشید» که با تمرکز اصابت‌ها بر صورت و سر همخوانی دارد. شهادت یک شاهد عینی از شب دوم در بلوار وکیل‌آباد حاکی است که هر دو لاین خیابان مملو از جمعیت بوده و تا کیلومترها مردم حضور داشته‌اند. وی گزارش می‌دهد که نیروهای مسلح به طور مستقیم به مردم شلیک می‌کردند و صدای زوزه گلوله از کنار گوش او عبور کرده است. وی همچنین مدعی استفاده از دوشکا و تک‌تیرانداز مستقر در ساختمان‌های اداری و نیمه‌کاره است؛ این ادعا نیازمند بررسی مستقل است، اما شلیک از ارتفاع در تصاویر متعدد مشاهده می‌شود. ۳. الگوی اصابت گلوله جنگی و تحلیل پزشکی‌قانونی تصاویر ثبت‌شده از پیکر جان‌باختگان در صحنه خیابان و نیز در سردخانه‌ها نشان‌دهنده اصابت گلوله جنگی به نواحی حیاتی بدن از جمله سر، صورت، گردن، سینه و شکم است. در چند تصویر، سوراخ ورود گلوله در ناحیه گردن و فک دیده می‌شود؛ در برخی موارد خونریزی شدید مغزی و تخریب جمجمه مشهود است. اصابت به گردن، که محل عبور عروق حیاتی و مسیر تنفسی است، به‌طور معمول کشنده است و با استانداردهای «کنترل جمعیت» که مستلزم هدف‌گیری به پایین‌تنه در شرایط استثنایی است، کاملاً مغایرت دارد. در تصاویر دیگر، پیکرهایی دیده می‌شود که در ناحیه شکم و قفسه سینه مورد اصابت قرار گرفته‌اند. اصابت به شکم با گلوله جنگی می‌تواند منجر به پارگی احشاء داخلی، خونریزی داخلی وسیع و مرگ سریع شود. تمرکز اصابت‌ها بر این نواحی، از منظر تحلیل الگوی شلیک، با هدف‌گیری کشنده سازگار است. در تصاویر متعدد، بدن‌هایی با ده‌ها اثر ساچمه بر پشت، پهلو و اندام‌ها دیده می‌شود. در یکی از تصاویر، بیش از صد نقطه اصابت ساچمه بر پشت یک فرد قابل مشاهده است. بر اساس روایت شاهدان، در برخی موارد فاصله شلیک کمتر از ۵۰ متر بوده و حتی قلاف ساچمه‌ها بر بدن افتاده است که نشان‌دهنده فاصله کوتاه و شدت بالا است. شهادت‌ها همچنین به هدف‌گیری ناحیه تناسلی اشاره دارند. در صورت صحت، این اقدام نه صرفاً استفاده نامتناسب از زور، بلکه رفتاری با هدف ایجاد آسیب دائمی و تحقیرآمیز محسوب می‌شود و می‌تواند در چارچوب شکنجه یا رفتار غیرانسانی طبقه‌بندی شود. ۴. سردخانه‌ها، سوله‌ها و انباشت پیکرها تصاویر ثبت‌شده در تاریخ ۲۰ دی از سردخانه‌ای در مشهد نشان‌دهنده ردیف طولانی پیکرها در کیسه‌های سیاه است. در برخی تصاویر، پیکرها بر تخت‌های فلزی کالبدشکافی قرار دارند و آثار گلوله بر گردن، صورت و شکم آنان قابل مشاهده است. در یک تصویر، چندین پیکر به‌صورت فشرده در کنار یکدیگر قرار داده شده‌اند که نشان‌دهنده حجم بالای تلفات در بازه زمانی کوتاه است. در تصاویر دیگر، بدن‌هایی دیده می‌شود که آثار سوختگی یا تخریب شدید دارند. در برخی موارد، صورت قربانیان به‌شدت تخریب شده و خونریزی وسیع بر زمین قابل مشاهده است. این حجم از تلفات در یک شهر طی چند روز، نشان‌دهنده استفاده گسترده از خشونت مرگبار است. روایت‌هایی نیز از نگهداری پیکرها در سوله‌هایی وابسته به مجموعه ورزشی کارگران شماره ۲ در بلوار امام علی، خیابان مروارید، و انتقال با کانتینرهای یخچال‌دار ارائه شده است. ادعا شده که خانواده‌ها برای تحویل پیکر تحت فشار برای امضای علت مرگ جعلی مانند «اوردوز»، «کارتن‌خواب»، «تصادف» یا «سکته» قرار گرفته‌اند. این ادعاها در صورت اثبات، نشان‌دهنده تلاش سیستماتیک برای تحریف علت مرگ و پنهان‌سازی ابعاد کشتار است. ۵. بحران امدادرسانی و ممانعت از درمان در روایت‌ها تأکید شده که در بسیاری از صحنه‌های تیراندازی، آمبولانس حضور نداشته و مردم ناچار به انتقال دستی مجروحان بوده‌اند. در ویدیوهایی از وکیل‌آباد و امامت، افراد مجروح بر دوش دیگران حمل می‌شوند. در یک مورد، حمید مهدوی در حال حمل یک مجروح دیده می‌شود و طبق روایت، در همین حین هدف گلوله قرار می‌گیرد. همچنین گزارش‌هایی از حضور پرستاران داوطلب در خیابان‌ها برای پانسمان مجروحان وجود دارد. نبود دسترسی آزاد به خدمات اورژانسی در شرایط استفاده گسترده از سلاح گرم، می‌تواند به‌عنوان اخلال در حق دسترسی به درمان فوری تفسیر شود. ۶. مقایسه تطبیقی با الگوی تهران الگوی مشاهده‌شده در مشهد از نظر ساختاری با الگوی ثبت‌شده در تهران در همان بازه زمانی همخوانی دارد. در هر دو شهر، روند زیر مشاهده می‌شود: تجمع اولیه مسالمت‌آمیز، استقرار گسترده نیروهای مسلح، استفاده از سلاح جنگی علیه جمعیت غیرمسلح، تمرکز اصابت‌ها بر سر و سینه، انباشت پیکرها در سردخانه‌ها، و گزارش‌هایی از فشار بر خانواده‌ها برای تحریف علت مرگ. این همزمانی و شباهت در روش، نشان‌دهنده یک الگوی تکرارشونده و احتمالاً هماهنگ در استفاده از خشونت مرگبار است، نه واکنش پراکنده محلی. ۷. تحلیل حقوقی بر اساس داده‌های موجود، عناصر زیر قابل استنتاج است: استفاده از سلاح گرم جنگی علیه جمعیت عمدتاً غیرمسلح، هدف‌گیری نواحی حیاتی بدن، شلیک از ارتفاع، استفاده گسترده از ساچمه با تمرکز بر صورت و چشم، و گزارش‌های مربوط به تحریف علت مرگ و فشار بر خانواده‌ها. این مجموعه رفتارها، در صورت اثبات سازمان‌یافتگی و گستردگی، می‌تواند در چارچوب قتل فراقضایی و در سطح گسترده‌تر، در چارچوب عناصر جنایت علیه بشریت مورد بررسی قرار گیرد. ---------------------------------------------------------------------------------------- تحلیل تکمیلی: سردخانه‌های مشهد، الگوی جراحات و دلالت‌های پزشکی‌قانونی تصاویر ثبت‌شده در تاریخ ۲۰ دی‌ماه ۱۴۰۴ از سردخانه‌ای در مشهد، مجموعه‌ای از پیکرهای جان‌باخته را نشان می‌دهد که در کیسه‌های حمل جسد و یا بر تخت‌های فلزی کالبدشکافی قرار گرفته‌اند. آنچه در این تصاویر به‌صورت مکرر دیده می‌شود، تمرکز جراحات مرگبار در نواحی حیاتی بدن است. در چندین تصویر، محل ورود گلوله در ناحیه گردن به‌وضوح قابل مشاهده است. اصابت به گردن از منظر پزشکی‌قانونی یکی از کشنده‌ترین انواع جراحات با سلاح گرم محسوب می‌شود، زیرا این ناحیه محل عبور شریان‌های اصلی (کاروتید)، وریدهای بزرگ، راه هوایی و بخش‌هایی از ستون فقرات گردنی است. تخریب هر یک از این ساختارها می‌تواند ظرف چند دقیقه منجر به مرگ شود. در تصاویر مشاهده می‌شود که برخی از پیکرها دارای زخم ورودی در جلوی گردن و خونریزی وسیع اطراف آن هستند؛ در برخی موارد نیز مسیر گلوله به سمت بالا یا داخل جمجمه امتداد یافته که نشان‌دهنده زاویه شلیک مستقیم و نه انحرافی است. در تصاویر دیگر، اصابت گلوله جنگی به ناحیه شکم و قفسه سینه دیده می‌شود. زخم‌های ایجادشده در این نواحی دارای ویژگی‌های گلوله‌های پرسرعت هستند؛ تخریب وسیع بافت نرم، خونریزی گسترده و احتمال پارگی احشاء داخلی. گلوله جنگی با سرعت بالا هنگام ورود به بدن، علاوه بر مسیر مستقیم، موج انفجاری در بافت ایجاد می‌کند که به بافت‌های اطراف نیز آسیب می‌زند. چنین جراحاتی معمولاً با خونریزی داخلی شدید همراه است و در صورت عدم مداخله فوری جراحی، مرگبار خواهد بود. تمرکز این جراحات بر نواحی حیاتی، با استانداردهای بین‌المللی کنترل جمعیت که تأکید بر حداقل‌سازی آسیب و پرهیز از هدف‌گیری مرگبار دارند، کاملاً مغایرت دارد. در چندین تصویر، پیکرهایی مشاهده می‌شود که دارای ده‌ها اثر اصابت ساچمه بر پشت، پهلو، کمر و اندام‌ها هستند. پراکندگی و تعداد زیاد ساچمه‌ها نشان می‌دهد که از سلاح شات‌گان با فاصله نسبتاً نزدیک استفاده شده است. در برخی روایت‌های شاهدان، اشاره شده که فاصله شلیک کمتر از ۵۰ متر بوده و حتی قلاف ساچمه‌ها بر بدن افتاده است؛ چنین توصیفی با شلیک در فاصله کوتاه سازگار است. تمرکز ساچمه‌ها بر پشت بدن در برخی موارد نشان می‌دهد که افراد در حال فرار هدف قرار گرفته‌اند. در موارد دیگر، تمرکز بر صورت و چشم گزارش شده است؛ هشدار «مراقب چشم‌هایتان باشید» در ویدیوها با این الگو همخوانی دارد. در یک تصویر، آثار اصابت گلوله به فک و صورت دیده می‌شود که منجر به تخریب شدید استخوانی و خونریزی وسیع شده است. چنین آسیب‌هایی در چارچوب «تیراندازی برای متفرق‌سازی» قابل توجیه نیست و از منظر تحلیلی با هدف‌گیری کشنده یا ایجاد بیشترین آسیب همخوانی دارد. در مواردی که گلوله به شکم و سپس به ناحیه لگن یا تناسلی اصابت کرده، علاوه بر مرگ احتمالی، آسیب دائمی و از کارافتادگی شدید نیز محتمل است. انباشت پیکرها در سردخانه و قرارگیری فشرده آنها در کنار یکدیگر نشان‌دهنده حجم بالای تلفات در بازه زمانی کوتاه است. در برخی تصاویر، تعداد زیادی کیسه حمل جسد در یک قاب دیده می‌شود که با ظرفیت معمول یک سردخانه شهری همخوانی ندارد. این وضعیت از منظر تحلیلی با مفهوم «تلفات انبوه» (Mass Fatality Incident) سازگار است. در چنین شرایطی، مدیریت اجساد از حالت استاندارد خارج شده و نشان‌دهنده بحران گسترده است. روایت‌های مربوط به نگهداری پیکرها در سوله‌هایی خارج از ساختار رسمی سردخانه، و انتقال با کانتینرهای یخچال‌دار مشابه خودروهای حمل گوشت، در صورت تأیید، نشان‌دهنده انتقال اجساد در مقیاسی فراتر از ظرفیت روزمره پزشکی قانونی است. این امر با گزارش‌های مربوط به ازدحام در آرامستان‌ها و مراجعه گسترده خانواده‌ها همخوانی دارد. تحلیل حقوقی تکمیلی بر اساس معیارهای بین‌المللی استفاده از زور و سلاح گرم توسط مأموران اجرای قانون (اصول پایه‌ای سازمان ملل ۱۹۹۰)، استفاده از سلاح گرم تنها در شرایطی مجاز است که تهدید قریب‌الوقوع مرگ یا آسیب جدی وجود داشته باشد و هیچ راه‌حل جایگزین دیگری ممکن نباشد. در ویدیوهای ثبت‌شده از مشهد، جمعیت عمدتاً غیرمسلح بوده و در بسیاری از موارد در حال فرار یا پناه گرفتن بوده‌اند. هدف‌گیری نواحی حیاتی بدن، از جمله سر و گردن، با اصل ضرورت و تناسب مغایرت دارد. تمرکز جراحات بر نقاط کشنده و تعداد بالای تلفات در چند روز متوالی، در صورت اثبات گستردگی و سازمان‌یافتگی، می‌تواند در چارچوب «قتل فراقضایی» و در سطح وسیع‌تر، در چارچوب عناصر «جنایت علیه بشریت» (حمله گسترده یا سازمان‌یافته علیه جمعیت غیرنظامی با آگاهی از حمله) مورد بررسی قرار گیرد. الگوی مشاهده‌شده در مشهد، از نظر ساختاری با الگوی ثبت‌شده در تهران در همان بازه زمانی همخوان است: تجمع اولیه مسالمت‌آمیز، استقرار پیشینی نیروهای مسلح در نقاط مرتفع، استفاده از سلاح جنگی علیه جمعیت غیرمسلح، تمرکز بر هدف‌گیری مرگبار، و سپس مدیریت پرتلفات اجساد. این همزمانی و شباهت روش، نشان‌دهنده احتمال وجود یک دستورالعمل یا رویکرد هماهنگ در سطح فراتر از تصمیمات محلی است. ******** نتیجه‌گیری تحلیلی و حقوقی درباره انگیزه و چرایی کشتار معترضان بررسی مجموعه اسناد، تصاویر، ویدیوهای میدانی، شهادت‌های شاهدان عینی، الگوی جراحات پزشکی‌قانونی و مقایسه تطبیقی با وقایع همزمان در شهر تهران، نشان می‌دهد که استفاده از سلاح جنگی علیه معترضان در مشهد را نمی‌توان در چارچوب «واکنش آنی به تهدید مسلحانه» یا «مدیریت کنترل‌نشده جمعیت» تحلیل کرد. نوع سلاح به‌کاررفته، نحوه استقرار نیروها، تمرکز هدف‌گیری بر نواحی حیاتی بدن، و تداوم شلیک‌ها در چندین نقطه شهری، همگی دلالت بر یک رویکرد فراتر از مهار تجمعات دارد. در مرحله آغازین اعتراضات، ویدیوهای متعدد نشان می‌دهد که جمعیت عمدتاً غیرمسلح بوده و در حال حرکت، شعار دادن و تجمع مسالمت‌آمیز بوده‌اند. حضور زنان، سالمندان و نوجوانان در میان جمعیت، و نبود شواهدی از تهدید مسلحانه سازمان‌یافته، ادعای ضرورت استفاده از نیروی مرگبار را از منظر حقوقی تضعیف می‌کند. با این حال، نیروهای رژیم از سلاح‌های جنگی با قابلیت کشندگی بالا استفاده کرده‌اند و در موارد متعدد، اصابت‌ها به سر، گردن، قفسه سینه و شکم ثبت شده است. این نواحی، از منظر پزشکی‌قانونی، کشنده‌ترین نقاط بدن محسوب می‌شوند و هدف‌گیری آن‌ها با اصل «تناسب» در استفاده از زور مغایرت دارد. در کنترل تجمعات، اگر هدف صرفاً پراکنده‌سازی باشد، نیروها ملزم به استفاده از ابزارهای غیرمرگبار یا حداقل آسیب هستند. اما شلیک مستقیم به نواحی حیاتی، استفاده گسترده از ساچمه در فاصله نزدیک، و استقرار تیراندازان در نقاط مرتفع پیش از آغاز درگیری، نشان می‌دهد که هدف فراتر از متفرق‌سازی بوده است. الگوی مشاهده‌شده با ایجاد بیشترین تلفات در کوتاه‌ترین زمان و ایجاد اثر روانی گسترده در جامعه همخوانی دارد. مقایسه این الگو با وقایع تهران در همان بازه زمانی، شباهت‌های ساختاری آشکاری را نشان می‌دهد: آغاز تجمعات مسالمت‌آمیز، استقرار پیشینی نیروهای مسلح، استفاده از سلاح جنگی، تمرکز بر هدف‌گیری مرگبار، و سپس مدیریت پرتلفات اجساد در مراکز پزشکی قانونی. همزمانی و تکرار این الگو در بیش از یک شهر، از منظر تحلیلی نشان‌دهنده احتمال وجود یک رویکرد هماهنگ در سطحی بالاتر از تصمیمات محلی است. از منظر حقوق بین‌الملل، زمانی که نیروی مرگبار به‌صورت گسترده و علیه جمعیت غیرنظامی به کار گرفته شود، و این اقدام در قالب یک الگوی تکرارشونده و سازمان‌یافته صورت گیرد، تحلیل حقوقی از سطح «نقض موردی» فراتر رفته و وارد حوزه بررسی «حمله گسترده یا سازمان‌یافته علیه جمعیت غیرنظامی» می‌شود. در چنین چارچوبی، انگیزه احتمالی کشتار می‌تواند در سه محور تحلیل شود: خاموش کردن فوری موج اعتراضات از طریق ایجاد تلفات سنگین؛ ایجاد ترس عمیق و پایدار در جامعه برای جلوگیری از تکرار تجمعات؛ و تثبیت کنترل سیاسی از طریق اعمال خشونت مرگبار بازدارنده. هدف‌گیری برخی نواحی خاص بدن که منجر به مرگ فوری یا معلولیت دائمی می‌شود، در صورت تأیید کامل، می‌تواند نشان‌دهنده قصد ایجاد اثر بازدارندگی از طریق خشونت شدید باشد. چنین الگویی نه با استانداردهای انتظامی، بلکه با الگوهای سرکوب شدید سیاسی قابل تطبیق است. در نتیجه، بر پایه اسناد موجود می‌توان گفت که استفاده از نیروی مرگبار در مشهد، در کنار الگوی مشابه در تهران، با هدف صرفِ مدیریت امنیتی یک تجمع قابل توضیح نیست. داده‌های موجود از یک سیاست سرکوب مرگبار برای مهار یک جنبش اعتراضی گسترده حکایت دارد؛ سیاستی که در صورت اثبات گستردگی و سازمان‌یافتگی، می‌تواند در چارچوب نقض جدی حق حیات و حتی در سطح بررسی عناصر جنایت علیه بشریت قرار گیرد ***********

۱۸ دی ۱۴۰۴