گزارشهای رسانهای
20 گزارش رسانهای
مستند سازی تصاویر و ویدیوهای اجساد منتقلشده به پزشکی قانونی کهریزک (تهران)
بازه زمانی: پنجشنبه ۱۸ دی تا شنبه ۲۰ دی ۱۴۰۴ (با ارجاع تکمیلی به ۲۹ دی ۱۴۰۴ در رسانه رسمی) وضعیت منابع: ویدیوهای متعدد از سوله و محوطه پزشکی قانونی کهریزک، تصاویر صفحه تشخیص هویت، و محتوای پخششده در صداوسیما درباره شمارهگذاری اجساد کاربرد: آرشیو حقوق بشری، مستندسازی بینالمللی، و استفاده در روندهای حقیقتیابی و پیگیری قضایی آینده ---------- این گزارش بر اساس مجموعهای از ویدیوها و تصاویر متعدد تهیه شده است که از مجموعه پزشکی قانونی کهریزک در جنوب تهران ثبت و در شبکههای اجتماعی منتشر شدهاند. این شواهد تصویری مربوط به اجساد کشتهشدگان وقایع اعتراضی تهران در روز پنجشنبه ۱۸ دی است که به این مرکز منتقل شدهاند. در میان شواهد موجود، یک ویدیوی مهم وجود دارد که بنا بر توضیحات همراه، مربوط به روز شنبه ۲۰ دی ۱۴۰۴ است و در آن شمار بسیار زیادی جسد درون پوششهای پلاستیکی روی زمین قرار گرفتهاند و افراد متعددی در حال جستجو و شناسایی بستگان خود دیده میشوند. همچنین در پرونده حاضر، تصاویر صفحه تشخیص هویت این مرکز و محتوایی از صداوسیما در تاریخ ۲۹ دی ۱۴۰۴ وجود دارد که نحوه شمارهگذاری اجساد در پزشکی قانونی کهریزک را نمایش میدهد و امکان تحلیل تکمیلی درباره مقیاس تلفات را فراهم میکند. هدف این گزارش، ارائه یک تحلیل منسجم و مستند از شواهد تصویری موجود، استخراج قرائن پزشکیقانونی درباره ماهیت مرگها، و ارائه ارزیابی حقوقی درباره نقض حق حیات و سایر نقضهای مرتبط است. این گزارش بهطور خاص تلاش میکند نشان دهد که تصاویر و ویدیوهای کهریزک، صرفاً ثبت اجساد نیست، بلکه سندی از «کشتار پرتلفات و فراتر از ظرفیت عادی» و نیز نشانهای از خشونت مرگبار علیه شهروندان است. در مواردی که یک نتیجهگیری نیازمند دادهای فراتر از محتوای ویدیوها باشد، گزارش با صراحت سطح قطعیت را مشخص میکند و از تبدیل فرضیه به حکم قطعی اجتناب میکند. ------------- مقیاس تلفات و وضعیت «انباشت انبوه اجساد» در کهریزک ویدیوهای موجود در این پرونده نشان میدهد تعداد اجساد منتقلشده به مجموعه پزشکی قانونی کهریزک در روز ۲۰ دی به سطحی رسیده که بهوضوح فراتر از وضعیت عادی و ظرفیت معمول این مرکز است. در این ویدیوها کف سوله با اجساد پوشیده شده و پیکرها بهصورت متراکم در کنار هم قرار گرفتهاند. افزون بر این، بخشی از اجساد در فضای بیرونی سوله نیز روی زمین و در امتداد دیوارها دیده میشوند. تراکم بالای پیکرها، چیدمان فشرده و همزمانی حضور شمار زیادی از افراد برای شناسایی، همگی دلالت بر وضعیت «تلفات انبوه» دارد. این وضعیت، از نظر تحلیلی با سناریوی وقوع چند مرگ پراکنده یا محدود همخوانی ندارد. زمانی که یک مرکز پزشکی قانونی مجبور میشود اجساد را در فضای باز و بیرون از سالنهای اصلی قرار دهد، بهطور معمول به این معناست که حجم پیکرها از ظرفیت داخلی فراتر رفته است. همچنین حضور خانوادهها در شرایطی که مجبورند در میان شمار بسیار زیادی پیکر حرکت کنند و بهصورت نزدیک و مستقیم به شناسایی بپردازند، نشاندهنده نبود سازوکار انسانی، نظاممند و محترمانه برای مواجهه با خانوادهها و تحویل پیکرهاست. این مسئله نه تنها یک بحران انسانی، بلکه از منظر حقوق بشری، نشانهای از بیاعتنایی ساختاری به کرامت قربانیان و خانوادههای آنان است. -------- شواهد محیطی و شرایط اضطراری: گردش اجساد، ورود محمولههای جدید و نشانههای بحران در شواهد تصویری موجود، نشانههایی دیده میشود که نشان میدهد روند انتقال اجساد به کهریزک پیوسته بوده و در طول همان روز نیز ورود اجساد ادامه داشته است. در روایت همراه ویدیو، به انتظار برای رسیدن محموله جدید اجساد اشاره شده و این نکته اهمیت ویژه دارد، زیرا نشان میدهد حتی زمانی که محوطه و سوله مملو از اجساد است، همچنان انتقال ادامه دارد. از منظر تحلیلی، استمرار ورود اجساد در شرایط اشباع ظرفیت، نشانهای از حجم کشتار است که از توان عادی یک مرکز برای ثبت و نگهداری اجساد فراتر رفته است. همچنین در ویدیوها حضور نیروهای تخصصی مرتبط با پزشکی قانونی و مشاهده معاینه اجساد، نشان میدهد مرگها بهصورت مداوم در حال ثبت و بررسی بودهاند. وجود نشانههایی از حرکت خودروها و تجمع افراد در بخشهای مختلف محوطه نیز بیانگر آن است که این مجموعه در روز ۲۰ دی با یک وضعیت اضطراری و پرتلفات مواجه بوده است. چنین شرایطی معمولاً زمانی رخ میدهد که تعداد قربانیان در یک بازه زمانی کوتاه، به شکل جهشی افزایش یافته باشد. ----------- شواهد پزشکیقانونی از مرگ خشونتبار: خونریزی گسترده و قرائن اصابت گلوله در بخشی از شواهد تصویری این پرونده، پیکرهایی مشاهده میشود که خونآلود هستند و نشانههای واضح مرگ خشونتبار در آنها دیده میشود. در یکی از صحنهها، هنگام معاینه یک جسد، بهطور مستقیم به اصابت گلوله به سر اشاره میشود و پاسخ مثبت به این پرسش داده میشود. این بخش از شواهد، از نظر پزشکیقانونی بسیار مهم است، زیرا وجود گفتوگوی مستقیم درباره اصابت گلوله، همراه با مشاهده خونریزی شدید و وضعیت بدن، قرینهای روشن درباره ماهیت مرگها ارائه میدهد. در بخش دیگری از ویدیو، پیکری دیده میشود که هنوز آثار چسبهای الکترود مانیتور قلب بر بدن آن وجود دارد. این نشانه معمولاً با تلاش برای احیا یا اقدامات اورژانسی پزشکی مرتبط است. وجود این آثار روی پیکری که در نهایت در محوطه پزشکی قانونی قرار گرفته، نشان میدهد بخشی از قربانیان پس از آسیب مرگبار به مرحله انتقال و مداخله اولیه پزشکی رسیدهاند، اما جان خود را از دست دادهاند. این نکته از منظر حقوق بشری اهمیت ویژه دارد، زیرا نشان میدهد زنجیره مرگ در مواردی تنها به لحظه شلیک محدود نبوده و فرآیند انتقال و درمان ناموفق را نیز شامل شده است. -------------------- تحلیل مقیاس عددی: شمارهگذاری اجساد و قرائن موجود در رسانه رسمی در تاریخ ۲۹ دی ۱۴۰۴، ویدیویی در صداوسیما پخش شده که نحوه شمارهگذاری اجساد در پزشکی قانونی کهریزک را نمایش میدهد. بر اساس توضیح همراه این محتوا، با ورود و ثبت هر جسد، یک عدد به شماره سریال افزوده میشود. در تحلیل موجود در پرونده، با مقایسه بزرگترین شماره سریال قابل مشاهده در گزارش صداوسیما و شمارههای دیدهشده در ویدیوهای دیگر مربوط به روز ۲۰ دی، برآوردی حداقلی از تعداد اجساد ثبتشده ارائه شده است که در حدود ۹۴۷ مورد ذکر میشود. همچنین در همان تحلیل اشاره شده که کدگذاری شهرستانهای دیگر استان تهران ممکن است متفاوت باشد و این عدد صرفاً مربوط به ثبتهای شهر تهران در سیستم کهریزک باشد؛ بنابراین قربانیان دیگر شهرها یا قربانیانی که به مراکز دیگر منتقل شدهاند یا اساساً وارد سیستم پزشکی قانونی نشدهاند، در این شمارش لحاظ نشدهاند. این گزارش، عدد مذکور را به عنوان «برآورد حداقلی مبتنی بر شماره سریالها» ثبت میکند و اهمیت آن را در این میداند که حتی در سطح حداقلی نیز با یک رقم بسیار بالا مواجه هستیم که با روایتهای رسمی رژیم درباره محدود بودن تلفات ناسازگار است. افزون بر آن، نمایش چنین تصاویری در رسانه رسمی رژیم، بهطور ضمنی نشان میدهد که حجم اجساد به سطحی رسیده که امکان پنهانسازی کامل آن وجود نداشته است. -------------- نشانههای «مدیریت پرتلفات» و نقض کرامت انسانی قربانیان و خانوادهها یکی از جنبههای برجسته ویدیوهای کهریزک، وضعیت مواجهه خانوادهها با پیکرهاست. حضور افراد متعدد در میان انبوه اجساد و تلاش برای یافتن بستگان، نشان میدهد که فرآیند شناسایی بهصورت انسانی، آرام و محترمانه انجام نشده است. در چنین شرایطی، خانوادهها نه تنها با مرگ عزیزان خود مواجه میشوند، بلکه همزمان در معرض مشاهده اجساد بسیار زیاد دیگر نیز قرار میگیرند و این وضعیت، رنج روانی و اجتماعی مضاعفی ایجاد میکند. از منظر حقوق بشری، حتی پس از مرگ نیز کرامت انسانی قربانی باید رعایت شود و خانوادهها باید از حق دانستن حقیقت، حق دسترسی به اطلاعات، و حق تحویل محترمانه پیکر برخوردار باشند. تصاویر موجود نشان میدهد که در روز ۲۰ دی، وضعیت در کهریزک به گونهای بوده که این حقوق به شکل جدی نقض شده است. قرار دادن اجساد در فضای باز، چیدمان فشرده و اضطراری، و نبود سازوکار روشن برای شناسایی و تحویل، همگی با معیارهای کرامت انسانی ناسازگار است و میتواند بهعنوان بخشی از زنجیره سرکوب و تحقیر خانوادهها تحلیل شود. ------------- قرائن لجستیکی و معنای آن: انتقال انبوه اجساد با کامیونهای بزرگ یخچالدار در شواهد و روایتهای موجود در پرونده، به استفاده از کامیونهای بزرگ یخچالدار و خودروهای مرتبط با آرامستانها برای انتقال اجساد اشاره شده است. این نکته از منظر تحلیلی بسیار مهم است، زیرا انتقال اجساد با چنین ظرفیتهایی معمولاً زمانی به کار گرفته میشود که حجم اجساد بسیار بالاست و امکانات معمول مانند آمبولانس یا خودروهای حمل محدود پاسخگو نیست. استفاده از تریلیهای یخچالدار برای انتقال پیکرها، بهصورت منطقی با سناریوی مواجهه با «کشتار پرتلفات» همخوانی دارد. این مسئله همچنین میتواند دلالت بر آن داشته باشد که دستگاه سرکوب رژیم، دستکم در سطح اجرایی، برای مواجهه با حجم بالا آماده بوده یا در همان روزها به سرعت به سمت ایجاد ظرفیتهای بزرگ انتقال حرکت کرده است. از منظر حقوق بشری، این نشانهها به ما اجازه میدهد که کشتار را صرفاً در سطح لحظه شلیک تحلیل نکنیم، بلکه آن را بهعنوان یک زنجیره کامل شامل قتل، انتقال، انباشت، ثبت و تحویل بررسی کنیم. چنین زنجیرهای وقتی در مقیاس انبوه رخ میدهد، معمولاً نشاندهنده یک رخداد پرتلفات است که نمیتوان آن را با روایتهای رسمی کوچکنمایی کرد --------------- منشأ اجساد، ابهامها و مسیرهای محتمل برای راستیآزمایی ویدیوهای موجود نشان میدهد که در روز ۲۰ دی، همزمان با حضور خانوادهها برای شناسایی، انتقال اجساد نیز ادامه داشته است. با این حال، خودِ ویدیو الزاماً منشأ دقیق همه اجساد را نشان نمیدهد و مشخص نمیکند که هر محموله دقیقاً از کدام محل به کهریزک منتقل شده است. همین ابهام از منظر حقوق بشری اهمیت دارد، زیرا در پروندههای کشتار دولتی، عدم شفافیت درباره محل مرگ، محل انتقال و منشأ اجساد یکی از نشانههای رایج پنهانسازی ابعاد جنایت است. از سوی دیگر، استمرار ورود اجساد در حالی که محوطه مملو از پیکرهاست، پرسشهایی جدی درباره گستره واقعی وقایع ایجاد میکند. در چنین شرایطی، احتمال وقوع مرگهایی خارج از صحنه خیابان نیز به عنوان فرضیه قابل بررسی مطرح میشود، هرچند این گزارش بدون شواهد مستقل، چنین سناریوهایی را بهعنوان نتیجه قطعی اعلام نمیکند. با این حال، حجم اجساد و استمرار انتقال، بهتنهایی برای درخواست تحقیقات مستقل و بینالمللی کافی است. ------------------- نتیجهگیری حقوقی: نقض حق حیات، قتل فراقضایی و قابلیت بررسی در چارچوب جنایت علیه بشریت مجموعه ویدیوها و تصاویر پزشکی قانونی کهریزک، یک سند تصویری قدرتمند از پیامدهای کشتار و سرکوب مرگبار در تهران است. شواهد موجود نشان میدهد حجم اجساد منتقلشده به این مرکز در روز ۲۰ دی فراتر از ظرفیت عادی بوده و با وضعیت تلفات انبوه همخوانی دارد. مشاهده اجساد متراکم در سوله و محوطه بیرونی، حضور خانوادهها برای شناسایی، استمرار ورود اجساد و نشانههای معاینه پزشکی قانونی، همگی دلالت بر یک رخداد پرتلفات در بازه زمانی کوتاه دارد. همچنین شواهد پزشکیقانونی موجود، از جمله اشاره مستقیم به اصابت گلوله به سر و مشاهده پیکرهای خونآلود، نشان میدهد که بخشی از مرگها خشونتبار و ناشی از سلاح گرم بوده است. بر این اساس، این پرونده بهطور روشن با نقض حق حیات مرتبط است و میتواند به عنوان سندی در بررسی قتلهای فراقضایی مورد استفاده قرار گیرد. افزون بر آن، اگر این تلفات در چارچوب یک حمله گسترده یا سازمانیافته علیه جمعیت غیرنظامی رخ داده باشد و اگر الگوی تکرارشونده در سطح ملی نیز تأیید شود، قابلیت بررسی در چارچوب عناصر جنایت علیه بشریت نیز وجود خواهد داشت. --------------- جمعبندی سیاسی-حقوقی: دروغپردازی سیستماتیک رژیم و رد ادعای «مسلح بودن معترضان» رژیم جمهوری اسلامی طی چهار دهه گذشته، بهصورت مداوم برای پوشاندن جنایات خود از یک الگوی ثابت استفاده کرده است: نسبت دادن خشونت دولتی به «عوامل خارجی»، «نیروهای ناشناس» یا «دشمنان ساختگی». این الگو در رخدادهای متعدد تاریخی دیده شده و در وقایع ۱۴۰۴ نیز تکرار شده است. یکی از خطوط اصلی تبلیغات رژیم، ادعای مسلح بودن معترضان و تلاش برای تبدیل کشتار خیابانی به یک «درگیری» است تا مسئولیت حقوقی و اخلاقی قتل شهروندان را از دوش خود بردارد. در برخی روایتهای رسمی و رسانهای نیز تلاش شده جنایات رخداده به نیروهای صهیونیستی نسبت داده شود؛ روایتی که نه تنها با شواهد میدانی ناسازگار است، بلکه با ادعای همیشگی رژیم درباره «بزرگترین نیروهای مدافع» و «قدرت منطقهای» نیز تناقض بنیادی دارد. رژیمی که خود را بزرگترین قدرت امنیتی منطقه معرفی میکند، نمیتواند همزمان مدعی باشد که در قلب تهران، در بزرگترین مراکز امنیتی و انتظامی، کنترل از دستش خارج شده و کشتار شهروندان به دست نیروهای خارجی انجام شده است. در همین چارچوب، گزارش جداگانهای که ما بر اساس ویدیوهای خیابانی تهران در روزهای ۱۸ تا ۲۰ دی تهیه کردهایم، نشان میدهد مردم در تجمعات خیابانی عمدتاً با دست خالی و بدون سلاح حضور داشتهاند و در بسیاری از صحنهها رفتار آنان مسالمتآمیز بوده است. در همان ویدیوها شواهدی از شلیک مستقیم و استفاده از گلوله جنگی علیه شهروندان غیرمسلح وجود دارد. ویدیوهای کهریزک نیز به عنوان سند پسینی، نشان میدهد پیامد این شلیکها و سرکوب مرگبار، تلفات انبوه و انتقال صدها جسد به پزشکی قانونی بوده است. بنابراین مجموعه شواهد خیابانی و شواهد کهریزک، ادعای رژیم درباره «مسلح بودن معترضان» را بیاعتبار میکند و نشان میدهد آنچه رخ داده، کشتار شهروندان معترض و نقض گسترده حق حیات بوده است.
مستند سازی الگوی سراسری استفاده از نیروی مرگبار علیه معترضان در ایران – دیماه ۱۴۰۴
مقدمه بر اساس مجموعه گستردهای از ویدیوهای میدانی ثبتشده در شهرهای مختلف ایران ـ از مشهد و تهران تا کرج، بومهن، خرمآباد، شیراز، آبدانان، بجنورد و سایر مناطق ـ و همچنین تصاویر سردخانهها، پیکرهای جانباختگان، شهادتهای خانوادهها و روایتهای مستقیم کادر درمان، وقایع دیماه ۱۴۰۴ نشاندهنده استفاده هماهنگ، تکرارشونده و مرگبار از سلاحهای جنگی علیه جمعیتی عمدتاً غیرمسلح است. تحلیل تطبیقی این دادهها در سطح ملی نشان میدهد که آنچه رخ داده، مجموعهای از حوادث پراکنده محلی نیست، بلکه بازتولید یک الگوی عملیاتی مشابه در شهرهای متعدد است؛ الگویی که در آن نوع سلاح، نحوه هدفگیری، محل اصابت، فاصله شلیک، مدیریت پس از مرگ و حتی نحوه مواجهه با خانوادهها، شباهت ساختاری دارد. ----------- ماهیت اولیه تجمعات و عدم وجود تهدید مسلحانه ویدیوهای ثبتشده در ساعات اولیه اعتراضات در شهرهای مختلف، تصویری نسبتاً همگون ارائه میدهد: جمعیتهای گستردهای که شامل زنان، مردان، نوجوانان، سالمندان و حتی کودکان هستند، با دست خالی در حال شعار دادن یا حرکت در خیابانها دیده میشوند. در برخی صحنهها، معترضان به یکدیگر توصیه میکنند که به اموال عمومی و خصوصی آسیب نزنند. هیچ سلاح گرم یا سازماندهی نظامی در میان آنان مشاهده نمیشود. در مشهد، میدان آزادی، پنجراه، هاشمیه، طلاب، احمدآباد و وکیلآباد شاهد چنین تجمعاتی بود. در تهران نیز در مناطقی مانند ستارخان و نازیآباد تجمعات مشابه ثبت شده است. در کرج، دانشجویان در میان جمعیت حضور دارند. در بومهن، کودکی ۱۲ ساله در همین فضای عمومی هدف گلوله قرار گرفت. این تصاویر، پیش از آغاز شلیک گسترده، فضایی را نشان میدهد که از منظر حقوقی، فاقد نشانههای تهدید مسلحانه قریبالوقوع است. آغاز شلیک مستقیم و الگوی هدفگیری با استقرار نیروهای مسلح در نقاط مختلف شهری، الگوی شلیک مستقیم با سلاحهای جنگی در چندین شهر بهصورت همزمان ثبت شده است. آنچه این الگو را متمایز میکند، نه صرف وقوع تیراندازی، بلکه محل اصابت و ماهیت جراحات است. در تصاویر ثبتشده از پیکرهای جانباختگان در شهرهای مختلف، تمرکز اصابتها بر نواحی حیاتی بدن بهوضوح دیده میشود: سر، صورت، گردن، قفسه سینه و شکم. اصابت به گردن، که محل عبور شریانهای حیاتی و راه هوایی است، در موارد متعددی مشاهده شده است. از منظر پزشکیقانونی، چنین اصابتی با احتمال مرگ سریع همراه است. در برخی موارد، تخریب گسترده صورت و فک گزارش شده است؛ در موارد دیگر، اصابت به شکم با گلوله جنگی منجر به پارگی احشاء داخلی و خونریزی داخلی شدید شده است. در کنار مهمات جنگی، استفاده گسترده از شاتگان و ساچمه نیز در چندین شهر ثبت شده است. در برخی تصاویر، دهها اثر ساچمه بر پشت، پهلو و اندامهای یک فرد دیده میشود. در یک مورد مستند، زنی سالخورده از پشت و از فاصلهای نزدیک هدف شاتگان قرار گرفته است؛ الگوی پراکندگی ساچمهها نشاندهنده فاصله کوتاه و شدت بالا است. این مورد در کنار موارد مشابه اصابت ساچمه به چشم دانشجوی جوان در کرج، یا تمرکز ساچمهها بر صورت و سر در مشهد، نشاندهنده یک الگوی هدفگیری مشترک است. شلیک به پشت بدن در برخی موارد، نشان میدهد که افراد در حال فرار یا عقبنشینی هدف قرار گرفتهاند. هشدارهایی که در برخی ویدیوها شنیده میشود ـ مانند «مراقب چشمهایتان باشید» ـ با تمرکز اصابتها بر صورت و چشم همخوانی دارد. استقرار نظامی و استفاده از تاکتیکهای جنگی در محیط شهری در ویدیوهای مختلف، نیروهای مسلح پیش از آغاز تیراندازی بر پشتبامها و نقاط مرتفع مستقر هستند. در برخی شهرها، شلیک از طبقات بالایی ساختمانها ثبت شده است. در مواردی، خودروهای زرهی در میان مناطق غیرنظامی دیده میشوند که از داخل آنها به سمت جمعیت شلیک میشود. استفاده از چنین تاکتیکهایی در محیط شهری علیه جمعیت غیرمسلح، از منظر تحلیلی با عملیات نظامی در برابر دشمن مسلح همخوانی دارد، نه با مدیریت انتظامی یک تجمع مدنی. تداوم خشونت در بیمارستانها و اختلال در امدادرسانی گزارشهای متعددی از انتقال دستی مجروحان توسط مردم وجود دارد. در برخی شهرها، نبود آمبولانس یا تأخیر در امدادرسانی گزارش شده است. روایتهایی از ورود نیروهای مسلح به مراکز درمانی و مداخله در روند درمان نیز وجود دارد. در یکی از روایتهای خانوادهها، مجروحی که پس از عمل جراحی وضعیت پایداری داشته، در بیمارستان هدف تیراندازی قرار گرفته است. در صورت تأیید مستقل، چنین اقدامی نشاندهنده گسترش خشونت فراتر از خیابان و تکمیل چرخه مرگ در فضای درمانی است. سردخانهها، سولهها و مدیریت پس از مرگ تصاویر سردخانهها در چندین شهر، پیکرهای متعددی را نشان میدهد که در کیسههای حمل جسد بهصورت فشرده در کنار یکدیگر قرار داده شدهاند. آثار اصابت گلوله جنگی بر گردن، شکم و صورت در این تصاویر قابل مشاهده است. این حجم از تلفات در بازه زمانی کوتاه، با مفهوم «تلفات انبوه» سازگار است. روایتهایی از نگهداری پیکرها در سولهها و انتقال با کانتینرهای یخچالدار وجود دارد. در برخی موارد، خانوادهها گزارش دادهاند که برای تحویل پیکر تحت فشار برای پذیرش علت مرگ غیرواقعی قرار گرفتهاند. چنین رفتاری، در صورت اثبات، نشاندهنده تلاش برای تحریف علت مرگ و پنهانسازی ابعاد واقعی تلفات است. تحلیل الگوی سراسری و استنتاج برنامهریزی قبلی وقتی در شهرهای متعدد، در بازه زمانی مشابه، با نوع سلاح مشابه، محل اصابت مشابه، فاصله شلیک مشابه و الگوی پسامرگ مشابه مواجه هستیم، تحلیل منطقی نمیتواند این رخدادها را نتیجه واکنشهای تصادفی یا محلی بداند. شباهتهای ساختاری در: تمرکز بر نواحی کشنده شلیک از فاصله نزدیک استقرار پیشینی در نقاط مرتفع استفاده همزمان از مهمات جنگی و شاتگان انباشت پیکرها در سردخانهها فشار بر خانوادهها برای تغییر روایت مرگ نشان میدهد که با یک الگوی تکرارشونده در سطح ملی روبهرو هستیم. نتیجهگیری تحلیلی و حقوقی بر اساس مجموعه اسناد موجود، استفاده از نیروی مرگبار در دیماه ۱۴۰۴ در شهرهای مختلف ایران با هدف صرف «مدیریت امنیتی تجمع» قابل توضیح نیست. تمرکز شلیکها بر نواحی حیاتی بدن، تکرار این الگو در شهرهای متعدد، و حجم بالای تلفات در بازه زمانی کوتاه، نشان میدهد که هدف ایجاد بازدارندگی از طریق خشونت مرگبار بوده است. در چارچوب حقوق بینالملل، استفاده گسترده و سازمانیافته از نیروی مرگبار علیه جمعیت غیرنظامی میتواند مصداق نقض جدی حق حیات، قتل فراقضایی و در صورت اثبات عناصر لازم، جنایت علیه بشریت باشد. الگوی تکرارشونده در تمامی شهرها نشان میدهد که این وقایع را نمیتوان به سطح «حوادث محلی» تقلیل داد. آنچه ثبت شده، یک الگوی ملی از استفاده از خشونت مرگبار علیه معترضان غیرمسلح است. *----------------------------------------------------------------------------------------------------------------* تحلیل ساختاری: قرائن دال بر برنامهریزی قبلی و هماهنگی در سطح ملی برای بررسی اینکه آیا وقایع دیماه ۱۴۰۴ را میتوان نتیجه تصمیمات لحظهای و محلی دانست یا باید آن را در چارچوب یک سیاست از پیش تعیینشده تحلیل کرد، لازم است عناصر مشترک در تمامی شهرهای مورد بررسی بهصورت ساختاری تحلیل شوند. نخست، همزمانی زمانی در استفاده از مهمات جنگی در چندین شهر با فاصله جغرافیایی قابل توجه، نشاندهنده تصمیمگیری در سطحی فراتر از فرماندهی محلی است. در بازهای کوتاه، در شهرهای مختلف، نیروهای مسلح بهطور همزمان به استفاده از گلوله جنگی، شاتگان و در برخی موارد سلاحهای با کالیبر بالا اقدام کردهاند. این همزمانی، بدون وجود هماهنگی پیشینی، از منظر عملیاتی بعید به نظر میرسد. دوم، نوع هدفگیری در شهرهای مختلف مشابه است. تمرکز اصابتها بر نواحی حیاتی بدن ـ سر، گردن، سینه، شکم، چشم و در برخی گزارشها ناحیه تناسلی ـ الگویی است که در چندین شهر تکرار شده است. اگر هدف صرفاً متفرقسازی جمعیت بود، انتظار میرفت اصابتها عمدتاً به اندامهای تحتانی محدود شود یا از ابزارهای غیرمرگبار استفاده شود. تمرکز بر نقاط کشنده در چندین شهر، قرینهای قوی بر وجود دستورالعمل یا رویکرد مشترک است. سوم، استقرار نیروهای مسلح در نقاط مرتفع و استفاده از خودروهای زرهی در محیطهای غیرنظامی، پیش از آغاز گسترده تیراندازی، نشان میدهد که آمادگی عملیاتی برای مواجهه خشونتآمیز وجود داشته است. در ویدیوهای متعدد، نیروها پیش از درگیری گسترده در پشتبامها یا ساختمانهای مرتفع مستقر بودهاند. چنین استقراری، معمولاً نیازمند برنامهریزی و هماهنگی پیشینی است. چهارم، مدیریت پس از کشتار نیز دارای شباهتهای ساختاری در شهرهای مختلف است. انباشت پیکرها در سردخانهها، گزارشهایی از نگهداری در سولهها، انتقال با کانتینرهای یخچالدار، و ادعاهای فشار بر خانوادهها برای پذیرش علت مرگ غیرواقعی، همگی نشاندهنده مرحلهای ثانویه در مواجهه با پیامدهای کشتار است. این مرحله، در صورت اثبات، نشان میدهد که سازوکارهایی برای کنترل روایت و محدودسازی انتشار اطلاعات فعال بودهاند. پنجم، روایتهای خانوادهها در شهرهای مختلف از وجود «تیر خلاص» یا تکمیل مرگ در شرایطی که قربانیان هنوز زنده بودهاند، الگویی را نشان میدهد که با حذف قطعی افراد بهجای مهار موقت سازگار است. هرچند این موارد نیازمند بررسی مستقل و پزشکیقانونی دقیق است، اما تکرار چنین روایتهایی در مناطق مختلف، اهمیت تحلیلی دارد. مجموع این عناصر، در کنار یکدیگر، قرائن قوی دال بر وجود هماهنگی و رویکرد عملیاتی مشترک در سطح ملی ایجاد میکند. --------- چارچوب حقوق بینالملل: بررسی در قالب جنایت علیه بشریت بر اساس ماده ۷ اساسنامه رم دیوان کیفری بینالمللی، «جنایت علیه بشریت» زمانی محقق میشود که اعمالی نظیر قتل، شکنجه یا سایر رفتارهای غیرانسانی، در قالب «حمله گسترده یا سازمانیافته علیه جمعیت غیرنظامی» و با آگاهی از آن حمله ارتکاب یابد. در تحلیل وقایع دیماه ۱۴۰۴، عناصر زیر قابل بررسی است: ۱. حمله علیه جمعیت غیرنظامی: ویدیوهای متعدد نشان میدهد که قربانیان عمدتاً شهروندان غیرمسلح بودهاند. حضور زنان، کودکان، سالمندان و رهگذران در میان جانباختگان، عنصر غیرنظامی بودن جمعیت را تقویت میکند. ۲. گستردگی یا سازمانیافتگی: وقایع محدود به یک شهر یا یک شب نبوده است. تکرار الگوی مشابه در چندین شهر، در بازه زمانی نزدیک، نشاندهنده گستردگی جغرافیایی است. شباهت روشها و تاکتیکها نیز میتواند قرینهای بر سازمانیافتگی باشد. ۳. ارتکاب قتل و سایر اعمال غیرانسانی: اصابت گلوله جنگی به نواحی حیاتی، استفاده از شاتگان در فاصله نزدیک، هدفگیری چشم و گردن، و گزارشهای مربوط به ممانعت از درمان، همگی میتوانند در چارچوب قتل فراقضایی یا رفتار غیرانسانی مورد بررسی قرار گیرند. ۴. آگاهی از حمله: استقرار پیشینی نیروها، استفاده از تجهیزات نظامی سنگین، و تکرار الگو در چند شهر، نشان میدهد که نیروهای درگیر از ماهیت اقدامات خود و پیامدهای مرگبار آن آگاه بودهاند. در صورتی که این عناصر در یک روند حقیقتیابی مستقل تأیید شوند، وقایع مذکور میتواند در چارچوب تعریف «جنایت علیه بشریت» قابل بررسی باشد. ----------- جمعبندی نهایی الگوی مشاهدهشده در شهرهای مختلف ایران در دیماه ۱۴۰۴، از منظر تحلیلی، دارای عناصر مشترکی است که فراتر از یک سرکوب موردی یا واکنش محلی قرار میگیرد. همزمانی، شباهت در هدفگیری، استفاده از سلاحهای مشابه، مدیریت مشابه پس از مرگ، و تکرار در چندین شهر، مجموعهای از قرائن را تشکیل میدهد که احتمال وجود یک رویکرد هماهنگ و از پیش تعیینشده را تقویت میکند. این تحلیل، بهتنهایی جایگزین تحقیقات مستقل قضایی و پزشکیقانونی نیست، اما نشان میدهد که مستندات موجود، سطح بررسی را از «نقضهای پراکنده» به سطح «حمله گسترده یا سازمانیافته علیه جمعیت غیرنظامی» ارتقاء میدهد.
سند جنایات
این تصاویر، خلاصهشدهی یک ویدیوی ۶ دقیقهای از اعتراضات 19 دی ماه در تهران - تهرانپارس است. در همین بازه کوتاه، نیروهای مستقر اطراف یک پاسگاه پلیس بیش از ۲۶۰ بار به سمت معترضان شلیک میکنند؛ شلیکهایی پیاپی که نشان میدهد با یک «درگیری لحظهای» طرف نیستیم، بلکه با سرکوب سیستماتیک علیه مردمی بیسلاح روبهرو هستیم. این تصاویر سند جنایات حکومت هستند.
سند جنایت/ کشته شدن جاوید نام مهدی قدیمی
صحبت های جاویدنام مهدی قدیمی در روز جمعه ۱۹دی ساعت ۴بعدظهر که به پدرش میگه بیا خونه بیرون امن نیست هرچقدر که میخای امروز کار کنی من بهت میدم فقط سریع تر بیا خونه ---- ساعت ۲۱:۵۹دقیقه لحظه اییه که جاویدنام با اصابت گلوله جنگی به وسط قلبش به زمین میوفته و جوانان قهرمان ایران دست برادرم رو ول نکردن و با اینکه بازم سمتشون شلیک میشد تا لحظه اخر پیکر نازنین برادرم رو ول نکردن و به هرطریقی رسوندن بیمارستان ولی مهدی جان طاقت نیاورد و قبل از رسیدن به بیمارستان به شهادت رسید ---- بخش اخر ویدیو از زبان خواهر مهدی قدیمی : صبح شنبه هست که کفش برادرم رو تو پیاده رو محلی که کشته شده بود پیدا کردیم /
جنایت / کودک کشی
محل: شهرک رجایی، مشهد – ایران تاریخ: جمعه ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ زمان تقریبی: حوالی ساعت ۲۱ نوع مدرک: ویدیوی خانوادگی، تصاویر پیکر، گزارش میدانی / کودک غیرنظامی/فاقد هرگونه سلاح یا مشارکت مسلحانه در شامگاه جمعه ۱۹ دیماه ۱۴۰۴، حذیفه هنگام خروج از منزل برای تهیه نان در شهرک رجایی مشهد هدف اصابت گلوله جنگی قرار گرفت. بر اساس اطلاعات ثبتشده: گلوله از ناحیه زیر قلب وارد قفسه سینه شده است. آسیب وارده به اندام حیاتی موجب مرگ او شده است. واقعه در فضای عمومی و در محیط شهری رخ داده است. روند پس از حادثه خانواده پس از ناپدید شدن کودک به مدت یک روز به مراکز انتظامی و نهادهای دولتی مراجعه کردند. اطلاعات مشخصی درباره وضعیت یا محل نگهداری او ارائه نشد. پیکر حذیفه روز بعد در یکی از مراکز درمانی مشهد شناسایی شد. چند روز بعد، بدون اطلاع قبلی رسمی، پیکر به خانواده تحویل داده شد. مستندات موجود ویدیوی منتشرشده از پیکر کودک تصاویر مربوط به وضعیت جراحت گزارشهای رسانهای و انتشار گسترده نام و مشخصات در فضای عمومی ارزیابی حقوقی این پرونده شامل موارد زیر است: نقض حق حیات (ماده ۶ میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی) نقض کنوانسیون حقوق کودک استفاده غیرقانونی از زور مرگبار علیه یک کودک غیرنظامی نقض اصول ضرورت و تناسب در استفاده از سلاح گرم استفاده از گلوله جنگی علیه یک کودک در محیط شهری، نقض آشکار تعهدات بینالمللی دولت در قبال حفاظت از کودکان و غیرنظامیان است. نتیجهگیری در تاریخ ۱۹ دیماه ۱۴۰۴، در شهرک رجایی مشهد، «حذیفه اوستاخ (زرگر)»با اصابت گلوله جنگی کشته شد. این پرونده نمونهای جدی از بهکارگیری خشونت مرگبار علیه کودکان در جریان سرکوب اعتراضات و نقض فاحش حقوق بنیادین بشر است.
شلیک مستقیم - اصفهان منطقه بزرگمهر
محل: میدان بزرگمهر، اصفهان تاریخ: جمعه ۱۹ دیماه نوع مدرک: ویدیوی شهروندی شرح واقعه ویدیوی منتشرشده مربوط به اعتراضات روز جمعه ۱۹ دیماه در شهر اصفهان است. تصاویر ثبتشده در میدان بزرگمهر، پیکر یک شهروند را نشان میدهد که پس از تیراندازی نیروهای امنیتی در خیابان، جان خود را از دست داده است. در تصاویر: فرد بر روی زمین دراز کشیده و بیحرکت است. خون از ناحیه گردن و بالاتنه بهوضوح دیده میشود. سطح زمین در اطراف پیکر آغشته به خون است. افراد حاضر در صحنه در وضعیت اضطراری و شوک قرار دارند. الگوی جراحت و حجم خونریزی نشاندهنده اصابت مستقیم گلوله و جراحت مرگبار است. ماهیت خشونت بر اساس محتوای ویدیو و گزارش همراه آن: تیراندازی به صورت رگباری انجام شده است. شلیک در محیط شهری و فضای عمومی صورت گرفته است. قربانی در میان اعتراضات خیابانی هدف قرار گرفته است. ارزیابی حقوق بشری این پرونده شامل موارد زیر است: نقض حق حیات استفاده غیرقانونی از زور مرگبار علیه شهروندان قتل فراقضایی سرکوب خشونتآمیز اعتراضات مسالمتآمیز الگوی مشابه در شهرهای مختلف ایران نشاندهنده استفاده سازمانیافته از خشونت مرگبار علیه جمعیت غیرنظامی است. جمعبندی در میدان بزرگمهر اصفهان، در تاریخ ۱۹ دیماه، یک شهروند در جریان تیراندازی رگباری نیروهای امنیتی کشته شده است. این سند تصویری یکی دیگر از شواهد مستقیم کشتار خیابانی شهروندان در جریان سرکوب اعتراضات سراسری در ایران است.
کهریزک - جنایات علیه بشریت
محل واقعه: منطقه سلسبیل، تهران تاریخ کشتهشدن: ۱۸ دیماه محل شناسایی پیکر: سردخانه کهریزک مشخصات قربانی نام: مانی صفرپور سن: ۱۸ سال محل سکونت: لاهیجان وضعیت: غیرنظامی شرح واقعه در تاریخ ۱۸ دیماه، مانی صفرپور، ۱۸ ساله، در جریان اعتراضات در تهران و در منطقه سلسبیل هدف شلیک مستقیم گلولههای جنگی قرار گرفت و کشته شد. بر اساس اطلاعات منتشرشده و گزارشهای موجود، تیراندازی توسط نیروهای سرکوب با استفاده از مهمات جنگی انجام شده است. جراحت وارده مرگبار بوده و منجر به جانباختن وی در همان روز شده است. روند پس از کشتهشدن خانواده مانی برای چندین روز متوالی در پی یافتن او به مراکز مختلف مراجعه کردند. هیچ اطلاعرسانی رسمی درباره وضعیت یا محل نگهداری پیکر به خانواده ارائه نشد. پس از گذشت چند روز، پیکر مانی در سردخانه کهریزک شناسایی شد. مستندات تصویری ویدیوی منتشرشده از سردخانه کهریزک نشان میدهد: پیکرهای متعددی در سالن سردخانه بر روی برانکاردها قرار دارند. افراد بسیاری برای شناسایی عزیزان خود در محل حضور دارند. پدر مانی صفرپور در میان سایر پیکرها، فرزند خود را شناسایی میکند. لحظه وداع پدر با پیکر فرزند ثبت شده است. حضور تعداد زیاد پیکرها در یک مکان و حضور همزمان خانوادههای متعدد برای شناسایی، نشاندهنده گستردگی تلفات در بازه زمانی مورد نظر است. ماهیت خشونت استفاده از گلوله جنگی علیه یک جوان ۱۸ ساله هدفگیری مستقیم در محیط شهری عدم اطلاعرسانی شفاف و فوری به خانواده انتقال پیکر به سردخانه کهریزک در میان سایر قربانیان ارزیابی حقوقی این پرونده شامل موارد زیر است: نقض حق حیات (ماده ۶ میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی) استفاده غیرقانونی از زور مرگبار علیه غیرنظامیان قتل فراقضایی رفتار غیرشفاف و ناقض کرامت انسانی در اطلاعرسانی به خانواده انباشته شدن پیکرهای متعدد در سردخانه و مراجعه همزمان خانوادههای فراوان برای شناسایی، بیانگر الگوی گسترده استفاده از خشونت مرگبار در جریان اعتراضات است. نتیجهگیری در تاریخ ۱۸ دیماه، مانی صفرپور، جوان ۱۸ ساله اهل لاهیجان، در منطقه سلسبیل تهران با شلیک مستقیم گلولههای جنگی کشته شد. پیکر وی پس از چند روز جستوجوی خانواده، در سردخانه کهریزک در میان تعداد زیادی از قربانیان دیگر شناسایی شد. این پرونده نمونهای مستند از بهکارگیری خشونت مرگبار علیه شهروندان جوان و غیرنظامی در جریان سرکوب اعتراضات است.
طاها هوشیار؛ کودکی ۱۲ ساله که هدف گلوله قرار گرفت
طاها هوشیار، کودک ۱۲ ساله، در شهر بومهن با شلیک مستقیم گلوله جان باخت. او کودکی بود با حق زندگی، حق تحصیل و حق بازی؛ اما بهجای مدرسه و آینده، در برابر گلوله قرار گرفت. اصابت مستقیم گلوله به یک کودک ۱۲ ساله، نه قابل توجیه است و نه قابل انکار. این یک جانِ گرفتهشده است؛ یک زندگی خاموششده در آغاز راه. کشته شدن طاها هوشیار نشان میدهد که خشونت حاکم تا چه اندازه بیمرز شده است؛ جایی که حتی کودکان نیز از آن در امان نیستند. وقتی گلوله به سمت کودک شلیک میشود، دیگر سخن از «برخورد» یا «حادثه» نیست، بلکه سخن از سلب آشکار حق حیات است. نام طاها هوشیار باید ثبت شود؛ نه فقط بهعنوان یک خبر، بلکه بهعنوان نشانهای از بهایی که جامعه با جان کودکانش میپردازد.
نقض حق حیات و سرکوب مرگبار در بیمارستان الغدیر تهران بر اساس شواهد تصویری، شهادت کادر درمان و گزارش رسانهای
بازه زمانی: شبهای پنجشنبه ۱۸ دی و جمعه ۱۹ دی ۱۴۰۴ (با شواهد تکمیلی از روزهای بعد) وضعیت منابع: تصاویر و ویدیوهای ثبتشده از محوطه/فضای انبارمانند بیمارستان الغدیر، شهادت یک عضو کادر درمان این بیمارستان، و گزارش منتشرشده از سوی ایران اینترنشنال کاربرد: آرشیو حقوق بشری، مستندسازی بینالمللی، و استفاده در روندهای حقیقتیابی و پیگیری قضایی آینده ------------ مقدمه و چارچوب گزارش این گزارش بر اساس مجموعهای از شواهد مستقل اما همراستا تهیه شده است که همگی به وضعیت بیمارستان الغدیر تهران در شبهای ۱۸ و ۱۹ دی ۱۴۰۴ مربوط هستند. شواهد شامل تصاویر و ویدیوهایی است که نشان میدهد تعدادی از پیکرهای جانباختگان در فضایی انبارمانند یا در محوطه بیمارستان کنار هم قرار داده شدهاند. در گزارش رسانهای منتشرشده، اشاره شده که برخی از این قربانیان با شلیک مستقیم به سر جان باختهاند. افزون بر این، شهادت یک عضو کادر درمان بیمارستان الغدیر بهعنوان شاهد عینی، جزئیات بسیار مهمی درباره حجم مجروحان، نوع جراحات، استمرار عملهای جراحی، میزان مرگومیر، و شرایط بحرانی بیمارستان ارائه میدهد. همچنین در یکی از موارد، شناسایی یک قربانی به نام آیدا عقیلی توسط مادر او و تأیید این شناسایی از سوی خواهرش، یک قرینه هویتی مهم به پرونده اضافه میکند و نشان میدهد که تصاویر و ویدیوها به قربانیان واقعی و قابل شناسایی مربوط است. هدف این گزارش، مستندسازی و تحلیل حقوقبشریِ آن چیزی است که در بیمارستان الغدیر رخ داده است؛ نه صرفاً بهعنوان یک بحران درمانی، بلکه بهعنوان یکی از نقاط کلیدی در زنجیره کشتار خیابانی، انتقال مجروحان و جانباختگان، و پنهانسازی یا مدیریت پرتلفات پس از سرکوب. این گزارش با تمرکز بر نقض حق حیات و استفاده از خشونت مرگبار علیه شهروندان، تلاش میکند نشان دهد که بیمارستان الغدیر در شبهای ۱۸ و ۱۹ دی با موجی از مجروحان مواجه بوده که الگوی جراحات آنها با «هدفگیری کشنده» سازگار است و همچنین با حجمی از جانباختگان مواجه بوده که در سطح عادی یک بیمارستان قابل مدیریت نبوده است. -------------- شرح وضعیت بیمارستان الغدیر در شبهای ۱۸ و ۱۹ دی: قرائن «بحران پرتلفات» شهادت عضو کادر درمان بیمارستان الغدیر نشان میدهد که ورود مجروحان به این بیمارستان کمی پس از ساعت ۸ شب آغاز شده و به سرعت به سطحی رسیده که ظرفیت اورژانس را کاملاً از کار انداخته است. مطابق این شهادت، تعداد مجروحان به حدی بوده که اورژانس پاسخگو نبوده و یکی از بخشهای بیمارستان بهصورت اضطراری تخلیه شده تا به عنوان فضای پذیرش و مدیریت مجروحان استفاده شود. چنین اقدامی معمولاً زمانی رخ میدهد که یک مرکز درمانی با وضعیت «Mass Casualty Incident» یا بحران پرتلفات مواجه میشود؛ وضعیتی که در آن حجم مجروحان بهطور ناگهانی از ظرفیت استاندارد فراتر میرود و بیمارستان ناچار میشود ساختار داخلی خود را تغییر دهد. در همین شهادت تأکید شده که فضای بیمارستان، از راهروها تا اتاقها و مسیرهای منتهی به اتاق عمل، بهشدت خونآلود بوده و تیم درمانی در تمامی ردهها بهطور پیوسته در حال کار بودهاند. روایت این شاهد نشان میدهد که اتاق عمل بدون وقفه فعال بوده و این وضعیت نه در حد چند ساعت، بلکه در بازهای طولانی ادامه داشته است؛ بهطوری که گفته میشود دو شبانهروز اتاق عمل بهصورت فعال درگیر بوده است. استمرار این وضعیت و توصیف «زخمی پشت زخمی»، نشان میدهد که حجم آسیبدیدگان در سطحی بوده که نه تنها یک بیمارستان، بلکه شبکه درمانی تهران را تحت فشار شدید قرار داده است. شاهد همچنین بیان میکند که تلاش برای انتقال برخی مجروحان به بیمارستانهای دیگر نیز با شکست مواجه بوده، زیرا سایر بیمارستانهای تهران نیز شرایط مشابهی داشتهاند. این نکته نشان میدهد که بحران محدود به یک بیمارستان نبوده و احتمالاً به دلیل گستردگی تیراندازی و سرکوب، چندین مرکز درمانی همزمان با موجی از مجروحان و جانباختگان مواجه شدهاند. ------------ الگوی جراحات و معنای پزشکیقانونی آن: تمرکز بر سر و نقاط حیاتی یکی از مهمترین بخشهای شهادت کادر درمان، توصیف الگوی غالب جراحات است. در این شهادت بهصراحت بیان شده که بسیاری از مجروحان با تیر جنگی آسیب دیده بودند و تعداد زیادی از آنان از ناحیه سر هدف قرار گرفته بودند. تأکید بر شلیک به سر، از منظر پزشکیقانونی و حقوق بشری، نشانهای بسیار جدی است؛ زیرا سر یکی از کشندهترین نقاط بدن است و اصابت گلوله به سر غالباً با مرگ فوری یا مرگ سریع همراه است. زمانی که در میان حجم بالای مجروحان، جراحات سر بهعنوان الگوی غالب توصیف میشود، این مسئله با «هدفگیری برای مرگ» سازگار است، نه با شلیک هشداردهنده یا شلیک برای متوقفسازی. در شهادت، علاوه بر سر، به شلیک به ناحیه تناسلی پسران نیز اشاره شده است. این نوع هدفگیری، از منظر حقوق بشری، تنها یک جراحت فیزیکی نیست، بلکه حامل معنای شکنجهگونه و تحقیرآمیز است؛ زیرا آسیب به این ناحیه میتواند هدفمند و برای ایجاد رنج شدید، نابودی جسمی، یا تحمیل پیام روانی و اجتماعی باشد. وجود چنین الگوهایی، نشان میدهد خشونت اعمالشده صرفاً به قصد متفرق کردن جمعیت نبوده، بلکه در مواردی ماهیت تنبیهی و تحقیرآمیز داشته است. همچنین به جراحات پا اشاره شده اما با تأکید بر اینکه تعداد آن کمتر بوده است. این مقایسه نیز از نظر تحلیلی مهم است، زیرا در ادبیات کنترل غیرمرگبار، اگر نیرویی بخواهد صرفاً فرد را از حرکت بیندازد، معمولاً اندام تحتانی هدف قرار میگیرد. اما وقتی الگوی غالب، شلیک به سر و نقاط کشنده است، نتیجه منطقی آن است که هدف، مرگ یا ایجاد بیشترین میزان تلفات بوده است. ----------------- شواهد مرگ در بیمارستان و مرگ پیش از رسیدن به اتاق عمل در شهادت کادر درمان، بهطور روشن بیان شده که بسیاری از مجروحان به دلیل شدت جراحات، یا در اتاق عمل جان باختهاند یا اساساً فرصت رسیدن به اتاق عمل را پیدا نکردهاند. این نکته نشان میدهد که سطح آسیبها بسیار شدید بوده و حتی با وجود تلاش درمانی، امکان نجات تعداد زیادی از قربانیان وجود نداشته است. شاهد تأکید میکند که مرگها نه به دلیل اهمال یا کمکاری، بلکه به دلیل خونریزی شدید، تعداد زیاد مجروحان و شدت آسیب رخ داده است. این توصیف، از منظر حقوق بشری، یک قرینه مهم برای رد هرگونه روایت احتمالی رژیم درباره «مرگهای تصادفی» یا «درگیری محدود» است؛ زیرا در یک درگیری محدود، بیمارستانها معمولاً با چنین موجی از مجروحان با تیر جنگی مواجه نمیشوند. همچنین اشاره به تلاش برای تزریق خون و سرم و حفظ مجروحان تا رسیدن به اتاق عمل، نشان میدهد که بحران در سطحی بوده که منابع درمانی و ظرفیت انسانی بیمارستان در معرض فرسایش قرار گرفته است. این وضعیت در پروندههای سرکوب مرگبار، یکی از نشانههای «کشتار پرتلفات» است: وقتی تعداد زیادی از افراد در مدت کوتاه با جراحات جنگی به بیمارستان منتقل میشوند، سیستم درمانی بهطور طبیعی دچار اشباع میشود و مرگومیر افزایش مییابد. -------- شواهد تصویری از جانباختگان: انباشت پیکرها در فضای انبارمانند بیمارستان تصاویر و ویدیوهای موجود در این پرونده نشان میدهد که تعدادی از پیکرهای جانباختگان در بیمارستان الغدیر، در فضایی انبارمانند یا در محوطهای غیرمتعارف کنار هم قرار داده شدهاند. در گزارش رسانهای منتشرشده نیز اشاره شده که این پیکرها مربوط به شبهای ۱۸ و ۱۹ دی هستند و برخی از قربانیان با شلیک مستقیم گلوله به سر جان باختهاند. وجود چنین صحنهای در یک بیمارستان، از منظر مستندسازی اهمیت ویژه دارد؛ زیرا نشان میدهد تعداد جانباختگان به سطحی رسیده که سردخانه بیمارستان یا سازوکار معمول نگهداری اجساد پاسخگو نبوده و بیمارستان ناچار شده پیکرها را در یک فضای غیرمعمول نگهداری کند. این مسئله نه تنها یک بحران درمانی، بلکه یک شاخص از «ابعاد کشتار» است. در شرایط عادی، بیمارستانها ظرفیت محدود و مشخصی برای نگهداری پیکرها دارند. اما وقتی تعداد جانباختگان در یک بازه کوتاه افزایش مییابد، بیمارستان ناچار میشود از فضاهای جایگزین استفاده کند. در پرونده حاضر، تصاویر نشان میدهد که پیکرها در کنار هم و در سطح زمین قرار داده شدهاند؛ وضعیتی که از منظر حقوق بشری، میتواند با نقض کرامت قربانیان نیز همراه باشد، زیرا استانداردهای انسانی و محترمانه نگهداری اجساد در چنین شرایطی رعایت نمیشود یا امکان رعایت آن از بین میرود. ------ شواهد هویتی و تأیید خانوادگی: مورد آیدا عقیلی در میان شواهد موجود، یک مورد هویتی مشخص وجود دارد که اهمیت پرونده را افزایش میدهد. بر اساس متن منتشرشده، ویدیویی از محوطه بیمارستان الغدیر در شبکههای اجتماعی وایرال شده و در آن پیکر چند قربانی دیده میشود. در همان متن آمده که چهره یکی از قربانیان قابل شناسایی بوده و مادر آیدا عقیلی او را شناسایی کرده است. خواهر او، میترا، نیز در حساب خود در شبکه اجتماعی X این موضوع را تأیید کرده و اعلام کرده که فردی که در آغاز ویدیو دیده میشود، آیدا عقیلی است. این شهادت خانوادگی، از منظر مستندسازی حقوق بشری، یک مؤلفه بسیار مهم است، زیرا ویدیو را از سطح «تصاویر ناشناس» به سطح «شاهد دارای قربانی قابل شناسایی» ارتقا میدهد. وجود قربانی شناساییشده، امکان پیگیریهای بعدی مانند ثبت مشخصات، زمان تقریبی مرگ، مسیر انتقال و حتی دریافت شهادتهای تکمیلی از خانواده را فراهم میکند. همچنین این مورد نشان میدهد که تصاویر و ویدیوهای بیمارستان الغدیر، نه ساختگی و نه صرفاً یک روایت عمومی، بلکه مربوط به افراد واقعی و خانوادههای واقعی است که در همان زمان در حال جستوجو و شناسایی بودهاند. -------------- تحلیل حقوقی: نقض حق حیات و شواهد قتل فراقضایی با توجه به مجموعه شواهد موجود در این پرونده، اصلیترین نقض ثبتشده، نقض حق حیات است. ورود گسترده مجروحان با تیر جنگی، تمرکز جراحات بر سر و نقاط کشنده، مرگهای متعدد پیش از رسیدن به اتاق عمل یا در اتاق عمل، و همچنین انباشت پیکرهای جانباختگان در فضای انبارمانند بیمارستان، همگی نشان میدهد که رژیم جمهوری اسلامی در جریان سرکوب اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دی، از نیروی مرگبار علیه شهروندان استفاده کرده است. از منظر حقوق بشر، حتی اگر رژیم ادعا کند که در حال مقابله با «آشوب» بوده، استفاده از گلوله جنگی علیه شهروندان و هدفگیری نقاط کشنده، با اصول ضرورت، تناسب و احتیاط ناسازگار است. شلیک به سر، بهویژه در مقیاس بالا، از نظر حقوقی میتواند در چارچوب قتل فراقضایی بررسی شود؛ زیرا نشاندهنده استفاده از نیروی مرگبار بدون طی فرآیند قضایی و بدون وجود معیارهای قانونی قابل قبول برای کشتن است. همچنین شلیک به ناحیه تناسلی، علاوه بر پیامدهای مرگبار یا آسیب شدید، از منظر حقوق بشری میتواند مصداق رفتار غیرانسانی و تحقیرآمیز و حتی شکنجه باشد، زیرا این نوع آسیب معمولاً با هدف تحقیر و نابودی جسمی و روانی انجام میشود. در صورتی که این الگو در سایر بیمارستانها یا گزارشهای دیگر نیز تکرار شود، میتواند بهعنوان نشانهای از روشهای خشونتبار سیستماتیک ثبت شود. --------- نتیجهگیری: بیمارستان الغدیر بهعنوان سند کلیدی از ابعاد کشتار شواهد مربوط به بیمارستان الغدیر نشان میدهد که این مرکز درمانی در شبهای ۱۸ و ۱۹ دی با موجی از مجروحان مواجه بوده که الگوی جراحات آنان با هدفگیری کشنده سازگار است. شهادت کادر درمان، بهطور روشن از تیر جنگی، شلیک به سر، خونریزی شدید و مرگهای متعدد سخن میگوید. تصاویر و ویدیوهای موجود نیز نشان میدهد که تعداد جانباختگان به سطحی رسیده که بیمارستان ناچار شده پیکرها را در فضایی انبارمانند یا در محوطه کنار هم قرار دهد. مورد هویتی آیدا عقیلی و تأیید خانوادگی، اعتبار این شواهد را تقویت میکند و امکان پیگیریهای بعدی را افزایش میدهد. این مجموعه شواهد، بیمارستان الغدیر را به یکی از اسناد کلیدی در مستندسازی سرکوب مرگبار تهران تبدیل میکند؛ سندی که هم ماهیت خشونت و هم مقیاس تلفات را نشان میدهد و در کنار سایر شواهد، میتواند مبنای تحقیقات مستقل و بینالمللی قرار گیرد. ------------ پیوند با پرونده خیابانی تهران و رد ادعای رژیم درباره «مسلح بودن معترضان» رژیم جمهوری اسلامی همواره برای توجیه کشتار شهروندان، از روایتهای ساختگی استفاده کرده و در چهار دهه گذشته بارها تلاش کرده مسئولیت جنایات خود را به عوامل خارجی یا دشمنان فرضی نسبت دهد. در وقایع ۱۸ و ۱۹ دی نیز یکی از محورهای تبلیغاتی رژیم، ادعای مسلح بودن معترضان و تلاش برای تبدیل کشتار خیابانی به یک «درگیری» بوده است. با این حال، گزارش جداگانهای که ما بر اساس ویدیوهای خیابانی تهران تهیه کردهایم نشان میدهد مردم در تجمعات عمدتاً با دست خالی و بدون سلاح حضور داشتهاند و در بسیاری از صحنهها رفتار آنان مسالمتآمیز بوده است. در همان ویدیوها، شواهدی از شلیک مستقیم و استفاده از گلوله جنگی علیه شهروندان غیرمسلح وجود دارد. در این چارچوب، شواهد بیمارستان الغدیر بهعنوان سند پسینی و پزشکی، نشان میدهد پیامد آن شلیکها، ورود انبوه مجروحان با تیر جنگی و مرگ گسترده جوانان بوده است. بنابراین مجموعه شواهد خیابانی و شواهد بیمارستانی، ادعای رژیم درباره «مسلح بودن معترضان» را بیاعتبار میکند و نشان میدهد آنچه رخ داده، نقض گسترده حق حیات و کشتار شهروندان معترض بوده است.
سردخانه خرمآباد؛****این گزارش در حال تکمیل است ***
****این گزارش در حال تکمیل است *** تصاویری از سردخانه خرمآباد، ابعاد تازهای از سرکوبهای خونین را آشکار میکند. پیکر جوانانی دیده میشود که در جریان برخوردهای نیروهای حکومتی جان خود را از دست دادهاند. این صحنهها یادآور بهای سنگینی است که بخشی از جامعه برای اعتراض و مطالبهگری پرداخته است. ثبت و انتشار چنین اسنادی، تلاشی برای حفظ حقیقت و جلوگیری از فراموشی رخدادهایی است که تأثیر عمیقی بر افکار عمومی و حافظه تاریخی جامعه گذاشتهاند
مستندسازی سرکوب مرگبار اعتراضات مردمی در شهر مشهد – ۱۸ تا ۲۱ دیماه ۱۴۰۴
کاربرد: آرشیو حقوق بشری، ارائه به نهادهای بینالمللی، استفاده در روندهای حقیقتیابی و پیگیری قضایی وضعیت منابع: مجموعه ویدیوهای میدانی، تصاویر اجساد و مجروحان، شهادتهای متعدد شاهدان عینی، گزارشهای رسانهای مستقل ----------- مقدمه بر اساس مجموعه گستردهای از ویدیوهای میدانی، تصاویر ثبتشده از محلهای تیراندازی، تصاویر سردخانهها و پیکرهای جانباختگان، شهادتهای مستقیم شاهدان عینی از مناطق مختلف مشهد، و گزارشهای رسانهای مستقل، وقایع ۱۸ تا ۲۱ دیماه ۱۴۰۴ در شهر مشهد نشاندهنده استفاده سازمانیافته و گسترده از سلاح گرم جنگی علیه جمعیتی عمدتاً غیرمسلح است. تحلیل تطبیقی این دادهها با الگوی سرکوب ثبتشده در تهران در همان بازه زمانی، از وجود یک الگوی هماهنگ و تکرارشونده در استفاده از خشونت مرگبار حکایت دارد. ۱. ماهیت اولیه اعتراضات و وضعیت میدانی پیش از تیراندازی در تاریخ ۱۸ دیماه، تجمعات مردمی در مناطقی چون میدان آزادی، میدان پنجراه، طلاب، میدان هاشمیه، بلوار احمدآباد و بخشهایی از وکیلآباد شکل گرفت. در ویدیوهای ثبتشده در این مناطق، جمعیت گستردهای شامل زنان، مردان، سالمندان و نوجوانان دیده میشوند که با دست خالی در حال شعار دادن هستند. در برخی تصاویر، مردم به یکدیگر توصیه میکنند به اموال عمومی و خصوصی آسیب نزنند. هیچ سلاح گرمی در دست معترضان مشاهده نمیشود. در ویدیویی از میدان پنجراه در ۱۸ دی، جمعیت در حال شعار دادن دیده میشود و فضای تجمع تا پیش از استقرار نیروهای مسلح، فاقد خشونت سازمانیافته از سوی معترضان است. در میدان آزادی نیز فردی که درفش کاویانی در دست دارد، در میان جمعیت دیده میشود و بعداً به عنوان یکی از جانباختگان شناسایی میشود؛ در تصاویر ثبتشده، حتی پس از مرگ نیز پرچم در دست او باقی مانده است. این تصویر از منظر تحلیلی اهمیت دارد، زیرا نشان میدهد معترضان در حال فعالیت نمادین و سیاسی بودهاند، نه درگیری مسلحانه. ۲. استقرار نیروهای مسلح و آغاز شلیک مستقیم با گسترش تجمعات به محورهای اصلی شهری، از جمله بلوار وکیلآباد، بلوار باهنر، بلوار ملکآباد (در نزدیکی مقر فرماندهی انتظامی و اطلاعات مشهد)، پل دانشجو، بلوار امامت، چهارراه احمدآباد–ملاصدرا، طبرسی، عبدالمطلب، جاده سیمان، گاز، صیاد و هفتتیر، حضور گسترده نیروهای یگان ویژه، لباسشخصیها و نیروهای مسلح ثبت شده است. در چندین ویدیو، نیروهای مسلح بر پشتبام ساختمانها و نقاط مرتفع پیش از شروع تیراندازی دیده میشوند. در یک ویدیو مربوط به ۲۱ دی، شلیک از طبقات بالایی ساختمان به سمت جمعیت مشاهده میشود؛ فاصله شلیک کوتاه است و نوع سلاح بر اساس صدا و شدت آسیب، سلاح جنگی ارزیابی میشود. این الگو با الگوی شلیک از ارتفاع در تهران نیز همخوانی دارد. در ویدیوهای مربوط به ۱۹ دی در وکیلآباد و پل دانشجو، صدای شلیک سلاحهایی نظیر کلاشینکوف و وینچستر شنیده میشود. در همان صحنهها به مردم هشدار داده میشود «مراقب چشمهایتان باشید» که با تمرکز اصابتها بر صورت و سر همخوانی دارد. شهادت یک شاهد عینی از شب دوم در بلوار وکیلآباد حاکی است که هر دو لاین خیابان مملو از جمعیت بوده و تا کیلومترها مردم حضور داشتهاند. وی گزارش میدهد که نیروهای مسلح به طور مستقیم به مردم شلیک میکردند و صدای زوزه گلوله از کنار گوش او عبور کرده است. وی همچنین مدعی استفاده از دوشکا و تکتیرانداز مستقر در ساختمانهای اداری و نیمهکاره است؛ این ادعا نیازمند بررسی مستقل است، اما شلیک از ارتفاع در تصاویر متعدد مشاهده میشود. ۳. الگوی اصابت گلوله جنگی و تحلیل پزشکیقانونی تصاویر ثبتشده از پیکر جانباختگان در صحنه خیابان و نیز در سردخانهها نشاندهنده اصابت گلوله جنگی به نواحی حیاتی بدن از جمله سر، صورت، گردن، سینه و شکم است. در چند تصویر، سوراخ ورود گلوله در ناحیه گردن و فک دیده میشود؛ در برخی موارد خونریزی شدید مغزی و تخریب جمجمه مشهود است. اصابت به گردن، که محل عبور عروق حیاتی و مسیر تنفسی است، بهطور معمول کشنده است و با استانداردهای «کنترل جمعیت» که مستلزم هدفگیری به پایینتنه در شرایط استثنایی است، کاملاً مغایرت دارد. در تصاویر دیگر، پیکرهایی دیده میشود که در ناحیه شکم و قفسه سینه مورد اصابت قرار گرفتهاند. اصابت به شکم با گلوله جنگی میتواند منجر به پارگی احشاء داخلی، خونریزی داخلی وسیع و مرگ سریع شود. تمرکز اصابتها بر این نواحی، از منظر تحلیل الگوی شلیک، با هدفگیری کشنده سازگار است. در تصاویر متعدد، بدنهایی با دهها اثر ساچمه بر پشت، پهلو و اندامها دیده میشود. در یکی از تصاویر، بیش از صد نقطه اصابت ساچمه بر پشت یک فرد قابل مشاهده است. بر اساس روایت شاهدان، در برخی موارد فاصله شلیک کمتر از ۵۰ متر بوده و حتی قلاف ساچمهها بر بدن افتاده است که نشاندهنده فاصله کوتاه و شدت بالا است. شهادتها همچنین به هدفگیری ناحیه تناسلی اشاره دارند. در صورت صحت، این اقدام نه صرفاً استفاده نامتناسب از زور، بلکه رفتاری با هدف ایجاد آسیب دائمی و تحقیرآمیز محسوب میشود و میتواند در چارچوب شکنجه یا رفتار غیرانسانی طبقهبندی شود. ۴. سردخانهها، سولهها و انباشت پیکرها تصاویر ثبتشده در تاریخ ۲۰ دی از سردخانهای در مشهد نشاندهنده ردیف طولانی پیکرها در کیسههای سیاه است. در برخی تصاویر، پیکرها بر تختهای فلزی کالبدشکافی قرار دارند و آثار گلوله بر گردن، صورت و شکم آنان قابل مشاهده است. در یک تصویر، چندین پیکر بهصورت فشرده در کنار یکدیگر قرار داده شدهاند که نشاندهنده حجم بالای تلفات در بازه زمانی کوتاه است. در تصاویر دیگر، بدنهایی دیده میشود که آثار سوختگی یا تخریب شدید دارند. در برخی موارد، صورت قربانیان بهشدت تخریب شده و خونریزی وسیع بر زمین قابل مشاهده است. این حجم از تلفات در یک شهر طی چند روز، نشاندهنده استفاده گسترده از خشونت مرگبار است. روایتهایی نیز از نگهداری پیکرها در سولههایی وابسته به مجموعه ورزشی کارگران شماره ۲ در بلوار امام علی، خیابان مروارید، و انتقال با کانتینرهای یخچالدار ارائه شده است. ادعا شده که خانوادهها برای تحویل پیکر تحت فشار برای امضای علت مرگ جعلی مانند «اوردوز»، «کارتنخواب»، «تصادف» یا «سکته» قرار گرفتهاند. این ادعاها در صورت اثبات، نشاندهنده تلاش سیستماتیک برای تحریف علت مرگ و پنهانسازی ابعاد کشتار است. ۵. بحران امدادرسانی و ممانعت از درمان در روایتها تأکید شده که در بسیاری از صحنههای تیراندازی، آمبولانس حضور نداشته و مردم ناچار به انتقال دستی مجروحان بودهاند. در ویدیوهایی از وکیلآباد و امامت، افراد مجروح بر دوش دیگران حمل میشوند. در یک مورد، حمید مهدوی در حال حمل یک مجروح دیده میشود و طبق روایت، در همین حین هدف گلوله قرار میگیرد. همچنین گزارشهایی از حضور پرستاران داوطلب در خیابانها برای پانسمان مجروحان وجود دارد. نبود دسترسی آزاد به خدمات اورژانسی در شرایط استفاده گسترده از سلاح گرم، میتواند بهعنوان اخلال در حق دسترسی به درمان فوری تفسیر شود. ۶. مقایسه تطبیقی با الگوی تهران الگوی مشاهدهشده در مشهد از نظر ساختاری با الگوی ثبتشده در تهران در همان بازه زمانی همخوانی دارد. در هر دو شهر، روند زیر مشاهده میشود: تجمع اولیه مسالمتآمیز، استقرار گسترده نیروهای مسلح، استفاده از سلاح جنگی علیه جمعیت غیرمسلح، تمرکز اصابتها بر سر و سینه، انباشت پیکرها در سردخانهها، و گزارشهایی از فشار بر خانوادهها برای تحریف علت مرگ. این همزمانی و شباهت در روش، نشاندهنده یک الگوی تکرارشونده و احتمالاً هماهنگ در استفاده از خشونت مرگبار است، نه واکنش پراکنده محلی. ۷. تحلیل حقوقی بر اساس دادههای موجود، عناصر زیر قابل استنتاج است: استفاده از سلاح گرم جنگی علیه جمعیت عمدتاً غیرمسلح، هدفگیری نواحی حیاتی بدن، شلیک از ارتفاع، استفاده گسترده از ساچمه با تمرکز بر صورت و چشم، و گزارشهای مربوط به تحریف علت مرگ و فشار بر خانوادهها. این مجموعه رفتارها، در صورت اثبات سازمانیافتگی و گستردگی، میتواند در چارچوب قتل فراقضایی و در سطح گستردهتر، در چارچوب عناصر جنایت علیه بشریت مورد بررسی قرار گیرد. ---------------------------------------------------------------------------------------- تحلیل تکمیلی: سردخانههای مشهد، الگوی جراحات و دلالتهای پزشکیقانونی تصاویر ثبتشده در تاریخ ۲۰ دیماه ۱۴۰۴ از سردخانهای در مشهد، مجموعهای از پیکرهای جانباخته را نشان میدهد که در کیسههای حمل جسد و یا بر تختهای فلزی کالبدشکافی قرار گرفتهاند. آنچه در این تصاویر بهصورت مکرر دیده میشود، تمرکز جراحات مرگبار در نواحی حیاتی بدن است. در چندین تصویر، محل ورود گلوله در ناحیه گردن بهوضوح قابل مشاهده است. اصابت به گردن از منظر پزشکیقانونی یکی از کشندهترین انواع جراحات با سلاح گرم محسوب میشود، زیرا این ناحیه محل عبور شریانهای اصلی (کاروتید)، وریدهای بزرگ، راه هوایی و بخشهایی از ستون فقرات گردنی است. تخریب هر یک از این ساختارها میتواند ظرف چند دقیقه منجر به مرگ شود. در تصاویر مشاهده میشود که برخی از پیکرها دارای زخم ورودی در جلوی گردن و خونریزی وسیع اطراف آن هستند؛ در برخی موارد نیز مسیر گلوله به سمت بالا یا داخل جمجمه امتداد یافته که نشاندهنده زاویه شلیک مستقیم و نه انحرافی است. در تصاویر دیگر، اصابت گلوله جنگی به ناحیه شکم و قفسه سینه دیده میشود. زخمهای ایجادشده در این نواحی دارای ویژگیهای گلولههای پرسرعت هستند؛ تخریب وسیع بافت نرم، خونریزی گسترده و احتمال پارگی احشاء داخلی. گلوله جنگی با سرعت بالا هنگام ورود به بدن، علاوه بر مسیر مستقیم، موج انفجاری در بافت ایجاد میکند که به بافتهای اطراف نیز آسیب میزند. چنین جراحاتی معمولاً با خونریزی داخلی شدید همراه است و در صورت عدم مداخله فوری جراحی، مرگبار خواهد بود. تمرکز این جراحات بر نواحی حیاتی، با استانداردهای بینالمللی کنترل جمعیت که تأکید بر حداقلسازی آسیب و پرهیز از هدفگیری مرگبار دارند، کاملاً مغایرت دارد. در چندین تصویر، پیکرهایی مشاهده میشود که دارای دهها اثر اصابت ساچمه بر پشت، پهلو، کمر و اندامها هستند. پراکندگی و تعداد زیاد ساچمهها نشان میدهد که از سلاح شاتگان با فاصله نسبتاً نزدیک استفاده شده است. در برخی روایتهای شاهدان، اشاره شده که فاصله شلیک کمتر از ۵۰ متر بوده و حتی قلاف ساچمهها بر بدن افتاده است؛ چنین توصیفی با شلیک در فاصله کوتاه سازگار است. تمرکز ساچمهها بر پشت بدن در برخی موارد نشان میدهد که افراد در حال فرار هدف قرار گرفتهاند. در موارد دیگر، تمرکز بر صورت و چشم گزارش شده است؛ هشدار «مراقب چشمهایتان باشید» در ویدیوها با این الگو همخوانی دارد. در یک تصویر، آثار اصابت گلوله به فک و صورت دیده میشود که منجر به تخریب شدید استخوانی و خونریزی وسیع شده است. چنین آسیبهایی در چارچوب «تیراندازی برای متفرقسازی» قابل توجیه نیست و از منظر تحلیلی با هدفگیری کشنده یا ایجاد بیشترین آسیب همخوانی دارد. در مواردی که گلوله به شکم و سپس به ناحیه لگن یا تناسلی اصابت کرده، علاوه بر مرگ احتمالی، آسیب دائمی و از کارافتادگی شدید نیز محتمل است. انباشت پیکرها در سردخانه و قرارگیری فشرده آنها در کنار یکدیگر نشاندهنده حجم بالای تلفات در بازه زمانی کوتاه است. در برخی تصاویر، تعداد زیادی کیسه حمل جسد در یک قاب دیده میشود که با ظرفیت معمول یک سردخانه شهری همخوانی ندارد. این وضعیت از منظر تحلیلی با مفهوم «تلفات انبوه» (Mass Fatality Incident) سازگار است. در چنین شرایطی، مدیریت اجساد از حالت استاندارد خارج شده و نشاندهنده بحران گسترده است. روایتهای مربوط به نگهداری پیکرها در سولههایی خارج از ساختار رسمی سردخانه، و انتقال با کانتینرهای یخچالدار مشابه خودروهای حمل گوشت، در صورت تأیید، نشاندهنده انتقال اجساد در مقیاسی فراتر از ظرفیت روزمره پزشکی قانونی است. این امر با گزارشهای مربوط به ازدحام در آرامستانها و مراجعه گسترده خانوادهها همخوانی دارد. تحلیل حقوقی تکمیلی بر اساس معیارهای بینالمللی استفاده از زور و سلاح گرم توسط مأموران اجرای قانون (اصول پایهای سازمان ملل ۱۹۹۰)، استفاده از سلاح گرم تنها در شرایطی مجاز است که تهدید قریبالوقوع مرگ یا آسیب جدی وجود داشته باشد و هیچ راهحل جایگزین دیگری ممکن نباشد. در ویدیوهای ثبتشده از مشهد، جمعیت عمدتاً غیرمسلح بوده و در بسیاری از موارد در حال فرار یا پناه گرفتن بودهاند. هدفگیری نواحی حیاتی بدن، از جمله سر و گردن، با اصل ضرورت و تناسب مغایرت دارد. تمرکز جراحات بر نقاط کشنده و تعداد بالای تلفات در چند روز متوالی، در صورت اثبات گستردگی و سازمانیافتگی، میتواند در چارچوب «قتل فراقضایی» و در سطح وسیعتر، در چارچوب عناصر «جنایت علیه بشریت» (حمله گسترده یا سازمانیافته علیه جمعیت غیرنظامی با آگاهی از حمله) مورد بررسی قرار گیرد. الگوی مشاهدهشده در مشهد، از نظر ساختاری با الگوی ثبتشده در تهران در همان بازه زمانی همخوان است: تجمع اولیه مسالمتآمیز، استقرار پیشینی نیروهای مسلح در نقاط مرتفع، استفاده از سلاح جنگی علیه جمعیت غیرمسلح، تمرکز بر هدفگیری مرگبار، و سپس مدیریت پرتلفات اجساد. این همزمانی و شباهت روش، نشاندهنده احتمال وجود یک دستورالعمل یا رویکرد هماهنگ در سطح فراتر از تصمیمات محلی است. ******** نتیجهگیری تحلیلی و حقوقی درباره انگیزه و چرایی کشتار معترضان بررسی مجموعه اسناد، تصاویر، ویدیوهای میدانی، شهادتهای شاهدان عینی، الگوی جراحات پزشکیقانونی و مقایسه تطبیقی با وقایع همزمان در شهر تهران، نشان میدهد که استفاده از سلاح جنگی علیه معترضان در مشهد را نمیتوان در چارچوب «واکنش آنی به تهدید مسلحانه» یا «مدیریت کنترلنشده جمعیت» تحلیل کرد. نوع سلاح بهکاررفته، نحوه استقرار نیروها، تمرکز هدفگیری بر نواحی حیاتی بدن، و تداوم شلیکها در چندین نقطه شهری، همگی دلالت بر یک رویکرد فراتر از مهار تجمعات دارد. در مرحله آغازین اعتراضات، ویدیوهای متعدد نشان میدهد که جمعیت عمدتاً غیرمسلح بوده و در حال حرکت، شعار دادن و تجمع مسالمتآمیز بودهاند. حضور زنان، سالمندان و نوجوانان در میان جمعیت، و نبود شواهدی از تهدید مسلحانه سازمانیافته، ادعای ضرورت استفاده از نیروی مرگبار را از منظر حقوقی تضعیف میکند. با این حال، نیروهای رژیم از سلاحهای جنگی با قابلیت کشندگی بالا استفاده کردهاند و در موارد متعدد، اصابتها به سر، گردن، قفسه سینه و شکم ثبت شده است. این نواحی، از منظر پزشکیقانونی، کشندهترین نقاط بدن محسوب میشوند و هدفگیری آنها با اصل «تناسب» در استفاده از زور مغایرت دارد. در کنترل تجمعات، اگر هدف صرفاً پراکندهسازی باشد، نیروها ملزم به استفاده از ابزارهای غیرمرگبار یا حداقل آسیب هستند. اما شلیک مستقیم به نواحی حیاتی، استفاده گسترده از ساچمه در فاصله نزدیک، و استقرار تیراندازان در نقاط مرتفع پیش از آغاز درگیری، نشان میدهد که هدف فراتر از متفرقسازی بوده است. الگوی مشاهدهشده با ایجاد بیشترین تلفات در کوتاهترین زمان و ایجاد اثر روانی گسترده در جامعه همخوانی دارد. مقایسه این الگو با وقایع تهران در همان بازه زمانی، شباهتهای ساختاری آشکاری را نشان میدهد: آغاز تجمعات مسالمتآمیز، استقرار پیشینی نیروهای مسلح، استفاده از سلاح جنگی، تمرکز بر هدفگیری مرگبار، و سپس مدیریت پرتلفات اجساد در مراکز پزشکی قانونی. همزمانی و تکرار این الگو در بیش از یک شهر، از منظر تحلیلی نشاندهنده احتمال وجود یک رویکرد هماهنگ در سطحی بالاتر از تصمیمات محلی است. از منظر حقوق بینالملل، زمانی که نیروی مرگبار بهصورت گسترده و علیه جمعیت غیرنظامی به کار گرفته شود، و این اقدام در قالب یک الگوی تکرارشونده و سازمانیافته صورت گیرد، تحلیل حقوقی از سطح «نقض موردی» فراتر رفته و وارد حوزه بررسی «حمله گسترده یا سازمانیافته علیه جمعیت غیرنظامی» میشود. در چنین چارچوبی، انگیزه احتمالی کشتار میتواند در سه محور تحلیل شود: خاموش کردن فوری موج اعتراضات از طریق ایجاد تلفات سنگین؛ ایجاد ترس عمیق و پایدار در جامعه برای جلوگیری از تکرار تجمعات؛ و تثبیت کنترل سیاسی از طریق اعمال خشونت مرگبار بازدارنده. هدفگیری برخی نواحی خاص بدن که منجر به مرگ فوری یا معلولیت دائمی میشود، در صورت تأیید کامل، میتواند نشاندهنده قصد ایجاد اثر بازدارندگی از طریق خشونت شدید باشد. چنین الگویی نه با استانداردهای انتظامی، بلکه با الگوهای سرکوب شدید سیاسی قابل تطبیق است. در نتیجه، بر پایه اسناد موجود میتوان گفت که استفاده از نیروی مرگبار در مشهد، در کنار الگوی مشابه در تهران، با هدف صرفِ مدیریت امنیتی یک تجمع قابل توضیح نیست. دادههای موجود از یک سیاست سرکوب مرگبار برای مهار یک جنبش اعتراضی گسترده حکایت دارد؛ سیاستی که در صورت اثبات گستردگی و سازمانیافتگی، میتواند در چارچوب نقض جدی حق حیات و حتی در سطح بررسی عناصر جنایت علیه بشریت قرار گیرد ***********
شلیک گلوله به ناحیه سر و شکم
مکان: بهار شرقی، تهران تاریخ: نامشخص (ثبت نشده در داده تصویری) نوع خشونت: شلیک مستقیم با سلاح گرم نوع آسیب اعلامشده: اصابت گلوله به سر و شکم وضعیت قربانی: فوتشده (بر اساس گزارش میدانی/روایت همراه)در تهران است ----------------- مکان: بهار شرقی، تهران تاریخ: نامشخص (ثبت نشده در داده تصویری) نوع خشونت: شلیک مستقیم با سلاح گرم نوع آسیب اعلامشده: اصابت گلوله به سر و شکم وضعیت قربانی: فوتشده (بر اساس گزارش میدانی/روایت همراه) -------------------------- توصیف آسیبها ۱) آسیب سر خونریزی شدید و گسترده از ناحیه سر نشاندهنده جراحت بسیار سنگین و مرگبار است. الگوی خونریزی با اصابت گلوله به سر سازگار است. ۲) آسیب شکم/تنه وجود خون روی لباس در ناحیه تنه قابل مشاهده است. طبق گزارش میدانی، اصابت گلوله به شکم نیز رخ داده است. محل دقیق ورود گلوله در تصویر بهطور کامل قابل رؤیت نیست. ------------ مشاهدهای (غیرقطعی): شدت خونریزی سر در تصاویر نشان میدهد که جراحت از نوع تهدیدکننده فوری حیات بوده و میتواند علت اصلی مرگ محسوب شود. وضعیت قربانی: طبق اطلاعات همراه پرونده، قربانی در اثر شلیک گلوله به سر و شکم فوت کرده است. تصاویر تنها پیکر و آثار خونریزی را نشان میدهند و لحظه فوت یا تایید پزشکی در تصویر قابل مشاهده نیست. ---------------- تحلیل حقوق بشری وقوع این قتل توسط نیروهای حکومتی یا نیروهای وابسته: این اقدام مصداق قتل فراقضایی (Extrajudicial Killing) است. شلیک به ناحیه سر و شکم نشاندهنده هدفگیری مستقیم و مرگبار است. این نوع خشونت، خارج از استانداردهای بینالمللی استفاده از زور و سلاح گرم قرار میگیرد. در صورت تکرار این نوع کشتار در یک الگوی گسترده، این پرونده میتواند در چارچوب: جنایت علیه بشریت سرکوب سیستماتیک غیرنظامیان بررسی شود.
اسناد جنایت در دیماه؛ شلیک مستقیم برای کشتن مردم حتی هنگام فراار
در جریان اعتراضات دیماه، رژیم جمهوری اسلامی با مهمات جنگی مستقیماً به سوی مردم شلیک کرده است؛ حتی زمانی که جمعیت در حال فرار و پراکنده شدن بوده است. تصاویر موجود بهروشنی نشان میدهد که هدفگیری معترضان با شلیک مستقیم انجام شده و نتیجه آن، کشته و مجروح شدن شهروندان بوده است. شلیکها ادامه یافته در حالیکه مردم پشت کرده و تنها در تلاش برای نجات جان خود بودهاند. وقتی گلوله به سوی مردمی که در حال گریز هستند شلیک میشود، دیگر سخن از «کنترل تجمع» نیست؛ این اقدام مرگبار و عامدانه علیه جان انسانهاست. کشتن شهروندان در خیابان، آن هم در لحظه فرار، نشاندهنده سطح عریان خشونت در مواجهه با اعتراضات مردمی است
آتش سوزی بازار رشت - ضلع شمالی
این گزارش از رشت که به دست ما رسیده برای 18 دی ماه در رشت ضلع شمالی است /
سند استفاده از سلاح جنگی -شلیک با سلاحهای جنگی به سوی شهروندان در تهران؛ تلاش رژیم برای انکار و نسبت دادن کشتار به «نیروهای خارجی»
۱) شلیک با مهمات جنگی به سوی شهروندان غیرمسلح در تهران؛ شواهد تصویری از پوکهها، سلاحهای سنگین و کشتار خیابانی ۲) قطع کامل ارتباطات و مهندسی روایت پس از آغاز سرکوب گسترده، رژیم جمهوری اسلامی تمامی خطوط ارتباطی موبایل و اینترنت را برای بیش از ۱۰ روز مسدود کرد. این اقدام با هدف جلوگیری از انتشار اسناد کشتار و کنترل روایت رسانهای انجام شد. همزمان، مقامات رسمی و چهرههای وابسته به رژیم – از جمله وزیر امور خارجه علی عراقچی – تلاش کردند مسئولیت کشتار را به «نیروهای خارجی» یا «عوامل وابسته به اپوزیسیون خارج از کشور» نسبت دهند. این ادعاها در تضاد مستقیم با شواهد میدانی و تصویری منتشرشده از داخل تهران است. ۳) شلیک مستقیم با سلاحهای جنگی در تهران ۳-۱) ویدیوی تهران ویدیوی ثبتشده در تهران نشان میدهد: نیروهای مسلح با تجهیزات کامل ضدشورش استقرار بر روی خودروهای وانت در اختیار داشتن سلاحهای سنگین وضعیت عملیاتی و آماده شلیک نحوه استقرار و نوع سلاحها نشاندهنده عملیات سرکوب مسلحانه در فضای شهری است، نه کنترل معمولی جمعیت. در برخی تصاویر، سلاحهایی با ظاهر تیربار و حتی تجهیزات سنگینتر مشاهده میشود که با روایت رسمی «درگیری محدود» یا «اغتشاش مسلحانه خارجی» همخوانی ندارد. ۴) پوکههای جنگی جمعآوریشده از تهران ۴-۱) تهرانپارس تصاویر پوکههای جمعآوریشده از سطح خیابان در تهرانپارس نشان میدهد: پوکههایی با حک «7.62×39» این کالیبر متعلق به مهمات جنگی مورد استفاده در سلاحهای تهاجمی مانند کلاشینکف است. این مهمات برای جنگ طراحی شدهاند، نه کنترل جمعیت. وجود این پوکهها در خیابانهای تهران، سند مستقیم استفاده از گلوله جنگی علیه شهروندان است. ۴-۲) ۱۴ دی – پاساژ علاالدین پوکههای مشابه در محدوده پاساژ علاالدین در تاریخ ۱۴ دیماه نیز جمعآوری شدهاند. این امر نشان میدهد: استفاده از گلوله جنگی محدود به یک منطقه نبوده است. الگوی تیراندازی در نقاط مختلف تهران تکرار شده است. سرکوب دارای ماهیت سازمانیافته و گسترده بوده است. ۵) نوع مهمات و اهمیت آن تصاویر جدید ارائهشده شامل: پوکههای فشنگ جنگی یک مهمات با بدنه فلزی و طراحی سنگین پوکه شاتگان یا مهمات ساچمهای این ترکیب نشان میدهد نیروهای سرکوب از طیف متنوعی از مهمات استفاده کردهاند: گلوله جنگی مستقیم مهمات ساچمهای احتمالاً تجهیزات تیربار یا سلاحهای نیمهسنگین مستقر بر خودرو استفاده همزمان از این نوع مهمات در محیط شهری علیه جمعیت غیرمسلح، نشاندهنده استفاده حداکثری از خشونت مرگبار است. ۶) شهادت خانوادهها و قربانیان در فضای مجازی، خانوادههای کشتهشدگان بهطور علنی اعلام کردهاند که: اعضای خانوادهشان با گلوله جنگی کشته شدهاند. آسیبها در نواحی حیاتی بدن (سر، سینه، شکم) بوده است. بسیاری از قربانیان غیرمسلح بودهاند. این شهادتها با شواهد پوکهها و ویدیوهای منتشرشده همخوانی کامل دارد. ۷) تناقض آشکار با روایت رسمی رژیم مدعی است: «نیروهای خارجی» «عوامل ناشناس» «اغتشاشگران مسلح» مسئول کشتار هستند. اما شواهد نشان میدهد: نیروهای سازمانیافته با تجهیزات رسمی استقرار بر خودروهای حکومتی استفاده از مهمات استاندارد نظامی شلیک گسترده در خیابانهای تهران این تضاد میان روایت رسمی و شواهد تصویری، نشاندهنده تلاش برای انکار مسئولیت مستقیم است. ۸) تحلیل حقوقی بینالمللی اقدامات صورتگرفته شامل موارد زیر است: ✔ قتل فراقضایی ✔ نقض حق حیات ✔ استفاده غیرقانونی از زور مرگبار ✔ سرکوب سیستماتیک غیرنظامیان در صورت اثبات گستردگی و سازمانیافتگی، این اقدامات میتواند در چارچوب جنایت علیه بشریت (Crimes Against Humanity) طبقهبندی شود. ۹) نتیجهگیری نهایی در تهران، بهویژه در تهرانپارس و محدوده پاساژ علاالدین در ۱۴ دیماه، نیروهای جمهوری اسلامی با استفاده از مهمات جنگی و سلاحهای سنگین به سوی شهروندان غیرمسلح شلیک کردهاند. پوکههای 7.62×39 جمعآوریشده از خیابانها، ویدیوهای استقرار نیروهای مسلح روی وانتها، شهادت خانوادههای قربانیان، و تصاویر منتشرشده از کشتهشدگان، همگی نشاندهنده یک الگوی روشن کشتار خیابانی و سرکوب سازمانیافته است. این پرونده نمونهای مستند از استفاده عامدانه از خشونت مرگبار علیه جمعیت غیرنظامی در تهران است.
خیابان پیروزی، تهران کشتار مردم
محل: خیابان پیروزی، تهران تاریخ: پنجشنبه ۱۸ دی نوع مدرک: ویدیوی شهروندی شرح واقعه ویدیوی دریافتشده نشان میدهد در شب پنجشنبه ۱۸ دی، در خیابان پیروزی تهران، چند شهروند در جریان اعتراضات خیابانی هدف خشونت قرار گرفتهاند. در تصاویر: حداقل دو فرد بر زمین دیده میشوند. یکی از افراد با لباس آبیرنگ توسط چند نفر از صحنه حمل میشود. فرد دیگر بیحرکت روی زمین دیده میشود. فضای خیابان حاکی از وضعیت امنیتی و استفاده از خشونت است. اطلاعات تکمیلی هویتی طبق اطلاعات منتشرشده توسط منابع محلی: فردی که با لباس آبی حمل میشود، یک زن معرفی شده است. فرد دیگر به نام «احمد عباسی»، بازیگر تئاتر، شناسایی شده است. (هویت افراد نیازمند تأیید مستقل از طریق مدارک رسمی یا خانوادگی است.) ارزیابی وضعیت بدن افراد در ویدیو نشاندهنده جراحات شدید و تهدیدکننده حیات است. حمل اضطراری فرد با لباس آبی نشاندهنده شدت آسیب است. فضای صحنه با استفاده از نیروی سرکوب مسلحانه در محیط شهری همخوانی دارد. طبقهبندی حقوق بشری این پرونده میتواند شامل موارد زیر باشد: نقض حق حیات استفاده غیرقانونی از زور مرگبار قتل فراقضایی (در صورت فوت تأییدشده) اثبات الگوی گسترده مشابه در نقاط مختلف تهران، این موارد میتواند در چارچوب جنایت علیه بشریت بررسی شود.
مستند سازی بررسی وضعیت پیکرهای منتقلشده به پزشکی قانونی کهریزک و کرمانشاه
موضوع: تحلیل پزشکیقانونی و حقوقی تصاویر مربوط به پیکرهای منتقلشده به پزشکی قانونی کهریزک و کرمانشاه بازه زمانی: وقایع مرتبط با ۱۸ و ۱۹ دیماه وضعیت منابع: تصاویر و ویدیوهای متعدد ثبتشده از محل سردخانهها و محوطه شناسایی پیکرها – تأییدشده توسط منابع میدانی کاربرد: آرشیو حقوق بشری و انتشار بینالمللی ---------------------------------------------- مقدمه و چارچوب گزارش این گزارش بر اساس مجموعهای از تصاویر و ویدیوهای متعدد تهیه شده است که از پزشکی قانونی کهریزک و همچنین سردخانهای در کرمانشاه ثبت شدهاند. تصاویر نشاندهنده انتقال و نگهداری انبوه پیکرهای کشتهشدگان در یک بازه زمانی کوتاه است. این مجموعه شواهد تصویری علاوه بر ثبت تلفات گسترده، امکان بررسی الگوی جراحات، نوع برخورد با پیکرها، و نحوه مواجهه خانوادهها در فرآیند شناسایی را فراهم میکند. هدف این گزارش، ارائه یک تحلیل منسجم و علمی از شواهد تصویری و استخراج دلالتهای پزشکیقانونی و حقوقی آن است. ۲) مقیاس تلفات و مدیریت انبوه پیکرها در تصاویر ثبتشده، تعداد بسیار زیادی پیکر در کیسههای سیاه حمل جسد مشاهده میشود. پیکرها در فضای باز و همچنین در محیطهای داخلی بهصورت متراکم چیده شدهاند. چیدمان فشرده، قرارگیری چندین ردیف از کیسهها در کنار هم، و حضور همزمان شمار زیادی از افراد برای شناسایی، نشاندهنده وضعیت «تلفات انبوه» است. وجود این تعداد پیکر در یک محل، در یک بازه زمانی کوتاه، از نظر تحلیلی با یک رخداد محدود یا پراکنده همخوانی ندارد و دلالت بر یک موج پرتلفات و همزمان دارد. این مسئله بهویژه از آن جهت اهمیت دارد که در بسیاری از تصاویر، خانوادهها ناچارند در میان تعداد زیادی پیکر حرکت کرده، کیسهها را باز کنند و چهرهها را بررسی کنند؛ امری که نشاندهنده نبود سازوکار انسانی، نظاممند و محترمانه برای شناسایی و تحویل پیکرهاست. ۳) الگوی غالب جراحات: تمرکز بر سر و گردن یکی از برجستهترین ویژگیهای مشاهدهشده در تصاویر، وجود جراحات مرگبار در سر، صورت، پیشانی، ناحیه گیجگاهی و گردن است. در موارد متعدد، خونریزی گسترده از نواحی صورت (بهویژه بینی و دهان) و نیز آثار آسیب شدید به سر مشاهده میشود. از منظر پزشکیقانونی، تمرکز جراحات در سر و گردن به این معناست که آسیب به نواحی حیاتی با احتمال مرگ فوری یا بسیار سریع رخ داده است. سر و گردن شامل ساختارهایی است که آسیب به آنها معمولاً کشنده است: مغز، ساقه مغز، راه هوایی، و عروق اصلی گردن (مانند کاروتیدها). بنابراین، تکرار الگوی جراحات در این نواحی، بهصورت منطقی با «هدفگیری کشنده» همخوانی دارد و با استانداردهای کنترل تجمعات و استفاده متناسب از زور ناسازگار است. ۴) آثار ساچمههای متعدد و معنای آن در برخی پیکرها آثار متعدد و پراکنده روی پوست مشاهده میشود که با الگوی اصابت ساچمه سازگار است. این آثار به شکل نقاط متعدد نزدیک به هم یا پراکنده در سطح بدن دیده میشوند. از منظر علمی، شلیک ساچمه در محیط شهری، بهویژه اگر به سمت بالاتنه، گردن و صورت انجام شود، میتواند کشنده باشد. تعدد ساچمهها روی یک بدن نشان میدهد شلیک نه به شکل محدود یا هشداردهنده، بلکه با شدتی انجام شده که بدن را در سطح وسیع درگیر کرده است. این امر در صورت برخورد با سر و گردن میتواند مرگ سریع ایجاد کند. وجود همزمان آثار ساچمه و نیز جراحات مرگبار در نواحی حیاتی، نشان میدهد طی این رخداد از مهمات متنوع، از جمله مهمات ساچمهای، استفاده شده است. ۵) تحلیل خونریزی و نقش وضعیت بدن (بررسی مورد اصابت پیشانی) در یکی از تصاویر، جراحتی در مرکز پیشانی بهعنوان محل اصابت مشاهده میشود. در کنار آن، خون در بخشهایی از مو یا اطراف سر دیده میشود. از منظر پزشکیقانونی، مسیر خونریزی تنها به محل زخم وابسته نیست؛ بلکه به وضعیت بدن در لحظه خونریزی و نیز پس از آن بستگی دارد. اگر فرد پس از اصابت برای مدت کوتاهی در وضعیت ایستاده باقی بماند، خون معمولاً به سمت پایین صورت، بینی، دهان، گردن و لباس جلویی جریان پیدا میکند. اما اگر فرد بلافاصله به پشت افتاده باشد یا سریع در وضعیت خوابیده قرار گرفته باشد، خون میتواند در پشت سر یا اطراف سر تجمع پیدا کند. همچنین جابهجایی پیکر پس از مرگ یا در آستانه مرگ میتواند باعث تغییر مسیر خون شود. قرارگیری سر در زاویههای متفاوت، تماس با سطح زمین، و انتقال روی برانکارد یا داخل کیسه نیز از عوامل تعیینکننده مسیر خون هستند. بنابراین، مشاهده خون در موها و اطراف سر در کنار زخم پیشانی، با افتادن سریع، قرارگیری طولانی در وضعیت خوابیده، و جابهجایی پس از مرگ سازگار است. ۶) وجود آثار مداخلات پزشکی روی پیکرهای دارای جراحات مرگبار در برخی تصاویر، نشانههایی از مداخلات پزشکی مشاهده میشود، از جمله: چسبها یا پدهای پزشکی روی قفسه سینه آثار اتصال تجهیزات درمانی نشانههایی از اقدامات اولیه احیا این شواهد نشان میدهد بخشی از قربانیان پس از اصابت گلوله یا ساچمه، به مراکز درمانی منتقل شدهاند یا دستکم برای مدت کوتاه تحت مداخله اورژانسی قرار گرفتهاند. وجود آثار درمانی روی پیکرهایی که جراحات مرگبار در سر و گردن دارند، نشان میدهد برخی قربانیان با وجود شدت جراحت، به مرحله انتقال و تلاش درمانی رسیدهاند اما جان خود را از دست دادهاند. این موضوع از نظر حقوق بشری اهمیت ویژه دارد، زیرا نشان میدهد زنجیره مرگ در مواردی تنها به «لحظه شلیک» محدود نبوده و فرآیند انتقال، درمان، و سپس مرگ را نیز شامل شده است. ۷) باندگذاری دهان به شیوه غیرمعمول: دهان باز، عبور باند از داخل دهان، گره پشت سر در بخش عمدهای از پیکرهای مشاهدهشده، یک الگوی تکرارشونده از باند پزشکی دیده میشود که ویژگیهای آن چنین است: دهان پیکر باز است باند یا گاز پزشکی از میان/داخل دهان عبور داده شده است باند به پشت سر منتقل شده و گره خورده است فک در وضعیت باز باقی مانده است این شیوه با «بستن فک برای بسته نگه داشتن دهان» متفاوت است. در اینجا باند به جای آنکه فک را بسته نگه دارد، به نظر میرسد نقش تثبیتکننده یا مهارکننده درون دهان داشته باشد. از منظر پزشکیقانونی، چنین باندگذاری میتواند چند کارکرد داشته باشد: ۷-۱) کنترل خروج خون و ترشحات در مرگهای ناشی از آسیب شدید، بهویژه آسیبهای سر، گردن و راه هوایی، خروج خون از دهان و بینی بسیار شایع است. قرار دادن گاز داخل دهان میتواند نقش جاذب داشته باشد و مانع خروج گسترده خون به داخل کیسه یا محیط شود. این اقدام بهویژه در شرایط انتقال انبوه و فشرده پیکرها ممکن است به عنوان یک روش سریع و تکرارشونده استفاده شود. ۷-۲) تثبیت وضعیت صورت در صورت آسیبهای شدید در مواردی که ضربه یا نفوذ به صورت و فک رخ داده باشد، یا بافتهای نرم شل شده باشند، قرار دادن باند درون دهان و مهار آن به پشت سر میتواند برای تثبیت نسبی وضعیت چهره و جلوگیری از تغییر شکل در حملونقل به کار رود. ۷-۳) استانداردسازی فرآیند در شرایط تلفات انبوه وقتی یک روش در درصد بسیار بالایی از پیکرها دیده میشود، نشاندهنده «استانداردسازی شتابزده» است. این نوع روشها معمولاً در شرایطی غالب میشوند که تعداد پیکرها زیاد است و مرکز نگهداری یا انتقال با وضعیت پرتلفات مواجه است. تکرار گسترده این الگو در تصاویر، از نظر تحلیلی دلالت بر آن دارد که پیکرها بهصورت انبوه و در شرایط اضطراری و پرتلفات مدیریت شدهاند. ۸) تحلیل علمی مفهوم «تیر خلاص» بر اساس الگوی جراحات و منطق کشندگی در تحلیل پزشکیقانونی و حقوق بشری، مفهوم «تیر خلاص» به معنای شلیک نهایی به فردی است که از کار افتاده، زمینگیر یا ناتوان شده و هدف از شلیک، پایان دادن به حیات است. این مفهوم با نشانههایی مانند محل اصابت، دقت هدفگیری و انتخاب نواحی حیاتی بررسی میشود. در تصاویر بررسیشده، تمرکز بالای جراحات مرگبار در سر و گردن از نظر علمی با «هدفگیری برای کشندگی قطعی» سازگار است. سر و گردن نواحیای هستند که شلیک به آنها معمولاً احتمال زنده ماندن را به حداقل میرساند. بنابراین وقتی در میان تعداد زیادی قربانی، جراحات در این نواحی بهصورت پرتکرار مشاهده میشود، تحلیل منطقی آن است که شلیکها صرفاً برای متوقفسازی یا پراکندهکردن نبوده، بلکه در موارد قابل توجه با هدف ایجاد مرگ انجام شده است. در چنین الگوهایی، تیر خلاص میتواند دو سناریو را شامل شود: تیر خلاص در صحنه خیابان، زمانی که فرد زمین افتاده یا توان حرکت ندارد تیر خلاص پس از انتقال یا بازداشت، زمانی که فرد زخمی منتقل شده و سپس کشته میشود وجود آثار مداخلات پزشکی روی برخی پیکرها نشان میدهد که برخی قربانیان وارد مرحله انتقال و درمان شدهاند. این نکته بهصورت علمی احتمال میدهد که بخشی از قربانیان در چند مرحله آسیب دیدهاند یا روند مرگ آنها در زنجیرهای از رخدادها تکمیل شده است. ۹- پیامد انسانی و اجتماعی: تحمیل مواجهه جمعی خانوادهها با مرگ انبوه تصاویر نشان میدهد خانوادهها در یک فضای عمومی و پرتراکم، در میان دهها پیکر، مجبور به شناسایی عزیزان خود شدهاند. این وضعیت نشاندهنده یک بحران انسانی است که در آن خانوادهها نه تنها با مرگ عزیزان، بلکه با فرآیند غیرانسانی شناسایی و مواجهه همزمان با مرگ دیگران نیز روبهرو شدهاند. این وضعیت از منظر حقوق بشری به معنای تحمیل رنج مضاعف و رفتار تحقیرآمیز نسبت به کرامت انسانی خانوادهها و پیکرهاست. ۱۰) نتیجهگیری حقوقی بر اساس شواهد تصویری ثبتشده در کهریزک و کرمانشاه، موارد زیر بهطور روشن قابل استخراج است: تلفات گسترده و همزمان در بازه زمانی کوتاه تمرکز بالای جراحات مرگبار در سر و گردن وجود آثار ساچمههای متعدد روی بدن برخی قربانیان وجود آثار مداخلات پزشکی روی بخشی از پیکرها مدیریت انبوه پیکرها و فرآیند شناسایی جمعی خانوادهها این مجموعه شواهد نشاندهنده نقضهای جدی زیر است: نقض حق حیات استفاده غیرقانونی از زور مرگبار علیه شهروندان غیرنظامی قتل فراقضایی رفتار غیرانسانی و تحقیرآمیز نسبت به پیکرها و خانوادهها در صورت بررسی سیستماتیک در سطح ملی: قابلیت انطباق با عناصر جنایت علیه بشریت
اعتراضات مسالمت تیراندازی مستقیم به معترضان و کشتار خیابانی در تهران – ۱۸ تا ۲۰ دی
بازه زمانی: پنجشنبه ۱۸ دی تا شنبه ۲۰ دی وضعیت منابع: مجموعه ویدیوها و تصاویر متعدد از نقاط مختلف تهران – قابل تطبیق با تاریخ و مکان در توضیحات و نشانههای محیطی کاربرد: آرشیو حقوق بشری، استفاده در گزارشهای بینالمللی، و مستندسازی برای پیگیری قضایی آینده -------------- مقدمه و چارچوب گزارش این گزارش بر اساس مجموعهای از ویدیوها و تصاویر متعدد تهیه شده است که همگی مربوط به اعتراضات خیابانی تهران در بازه زمانی ۱۸ تا ۲۰ دی هستند و در همین پرونده گردآوری شدهاند. این ویدیوها شامل صحنههای تجمعات گسترده مردمی، صدای تیراندازی شدید و مداوم، تیراندازی مستقیم از مواضع حکومتی، و همچنین تصاویر پیکرهای بیجان یا خونین شهروندان در خیابان است. مجموعه شواهد موجود امکان تحلیل همزمان «ماهیت اعتراضات»، «نوع واکنش نیروهای حکومتی»، و «الگوی مرگ و جراحت قربانیان» را فراهم میکند. هدف اصلی این گزارش، مستندسازی نقض حق حیات از طریق استفاده از گلوله جنگی و شلیک مستقیم علیه شهروندان غیرمسلح است. ما در این گزارش تلاش کردهایم هر شاهد تصویری را در چهار سطح تحلیل کنیم: نخست، تعیین تاریخ و مکان؛ دوم، استخراج شواهد مربوط به ماهیت اعتراضات و رفتار جمعیت؛ سوم، استخراج شواهد مربوط به نوع خشونت نیروهای حکومتی و زمان آغاز آن؛ و چهارم، تحلیل الگوی مرگ و جراحت در قربانیان و پیامدهای حقوقی آن. --------------- محدوده مکانی و تاریخگذاری ویدیوها (تهران – ۱۸ تا ۲۰ دی) ویدیوهای موجود در این گزارش نشان میدهد که اعتراضات و سرکوب مرگبار تنها محدود به یک خیابان یا یک محله نبوده، بلکه در چند محور اصلی تهران بهصورت همزمان رخ داده است. بر اساس توضیحات همراه ویدیوها و شواهد محیطی، مکانهای اصلی ثبتشده شامل صادقیه (آریاشهر) بهویژه فلکه دوم و خیابان ستارخان، خیابان پیروزی، تهرانپارس، نارمک (میدان هفتحوض)، چهارراه نظامآباد (سبلان)، خیابان سبلان، حوالی میدان توحید و خیابان توحید، خیابان آزادی، محدوده نواب و کلانتری ۱۰۸، کاشانی، باغفیض و پونک، سلسبیل، سعادتآباد (قبل از میدان کاج)، شهرک غرب (چهارراه فرحزادی به سمت کاج)، و همچنین بلوار فردوس و فاز سه اندیشه است. از نظر زمانی، شواهد نشان میدهد روز پنجشنبه ۱۸ دی روز آغاز گسترده تیراندازی و کشتار خیابانی بوده است. چندین ویدیو بهصورت مستقیم به همین روز نسبت داده شدهاند؛ از جمله ویدیوی «شروع تیراندازی در صادقیه (آریاشهر)» و ویدیوهای مربوط به خیابان پیروزی، تهرانپارس، نارمک، چهارراه نظامآباد، خیابان سبلان و برخی محورهای مرکزی مانند توحید، ستارخان و آزادی. در روز جمعه ۱۹ دی نیز ویدیوهایی از تداوم اعتراضات و اقدامات نمادین ضدحکومتی ثبت شده است. در روز شنبه ۲۰ دی، ویدیوهای مربوط به سعادتآباد، شهرک غرب، بلوار فردوس، فاز سه اندیشه و ادامه حضور مردم در ستارخان نشان میدهد که اعتراضات با وجود سرکوب مرگبار، در چند نقطه شهر ادامه یافته است. این گستره مکانی و زمانی، برای تحلیل نقض حق حیات اهمیت بنیادین دارد، زیرا نشان میدهد که استفاده از نیروی مرگبار یک رخداد تصادفی یا محدود نبوده، بلکه در چند روز و در چند منطقه تهران تکرار شده و ماهیت الگووار دارد. ------- مقیاس تجمعات: حضور گسترده و چند صد هزار نفره در برخی مناطق بر اساس مشاهده مستقیم ما از ویدیوهای موجود در این گزارش، در برخی نقاط تهران تجمعات در مقیاس بسیار بزرگ شکل گرفته است. در چند ویدیو، حجم جمعیت به حدی است که میتوان آن را در حد تجمعات چند صد هزار نفره توصیف کرد؛ جمعیتی که در خیابانهای اصلی جریان دارد، در مسیرهای طولانی امتداد پیدا میکند و تا جایی که دوربین نشان میدهد ادامه دارد. این حجم از حضور مردمی، نشاندهنده اعتراض گسترده شهری است و از نظر حقوق بشری به معنای مشارکت وسیع شهروندان در بیان مخالفت سیاسی است. همچنین در بسیاری از ویدیوها، مردم به شکل منظم و آرام حرکت میکنند، در خیابان راه میروند و شعار میدهند. این نکته نشان میدهد که اعتراضات در سطح اولیه و غالب خود، نه یک اقدام خشونتبار، بلکه یک حضور جمعی مدنی بوده است. همین ویژگی باعث میشود که هرگونه استفاده از سلاح گرم علیه این جمعیت، از نظر حقوق بشر بهطور مستقیم در حوزه نقض حق حیات و قتل فراقضایی قرار گیرد. ----------- ماهیت اعتراضات بر اساس شواهد تصویری: غیرمسلحانه بودن مردم ویدیوهای این گزارش نشان میدهد که مردم حاضر در خیابانها فاقد سلاح گرم هستند و نشانهای از ابزار کشنده در دست آنان دیده نمیشود. در اغلب صحنهها، افراد با پوشش عادی خیابانی و در حالت راه رفتن یا تجمع آرام دیده میشوند. شعارهای ضدحکومتی، حضور خانوادگی در برخی صحنهها، و فقدان نشانههای حمله مسلحانه، همگی نشان میدهد که با یک اعتراض مردمی غیرمسلحانه مواجه هستیم. این نکته از نظر حقوق بشری اهمیت کلیدی دارد، زیرا در اعتراضات غیرمسلحانه، دولت موظف است حق تجمع را به رسمیت بشناسد و از جان شهروندان حفاظت کند. اما شواهد موجود نشان میدهد که جمهوری اسلامی به جای حفاظت از جان مردم، در همان روز نخست به سمت استفاده از خشونت مرگبار حرکت کرده است. --------------- آغاز خشونت: شلیک مستقیم و تیراندازی بدون هشدار مؤثر یکی از یافتههای مرکزی این گزارش آن است که خشونت در صحنههای ثبتشده، در بسیاری از موارد توسط نیروهای حکومتی آغاز میشود. بر اساس ویدیوهای موجود، در نقاطی مانند صادقیه و محورهای اطراف آن، تیراندازی به شکل مستقیم و گسترده آغاز شده و در برخی ویدیوها صدای شلیک پیدرپی و شدید شنیده میشود. در روایتهای همراه ویدیوها و همچنین تحلیل ما از صحنهها، نشانهای از آن دیده نمیشود که قبل از آغاز شلیک، از سوی مردم اقدام مرگبار یا تهدیدکنندهای صورت گرفته باشد. یکی از شواهد بسیار مهم در این مجموعه، ویدیویی است که در آن شلیک مستقیم از داخل یک کلانتری به سمت مردم ثبت شده است. در این ویدیو، تیراندازی از مواضع مرتفع مانند دیوار، نگهبانی و پشتبام انجام میشود. این نوع شلیک، بهویژه در صورتی که به سمت جمعیت غیرمسلح صورت گرفته باشد، نشاندهنده استفاده عامدانه از نیروی مرگبار علیه شهروندان است و مسئولیت مستقیم نهادهای رسمی حکومتی را برجسته میکند. همچنین در ویدیوهای دیگر، صداهای محیطی و واکنش مردم نشان میدهد که تیراندازی به شکل ناگهانی آغاز شده و جمعیت برای نجات جان خود مجبور به پراکنده شدن یا فرار شده است. در یکی از ویدیوها، گزارش همراه نشان میدهد که صف اول جمعیت هدف شلیک قرار گرفته است؛ مسئلهای که اگر با محتوای ویدیو تطبیق داده شود، نشاندهنده شلیک مرگبار به نزدیکترین و آسیبپذیرترین بخش جمعیت است. ------------ شواهد نقض حق حیات: پیکرهای بیجان و خونین در خیابان در تصاویر و ویدیوهای موجود در این گزارش، پیکرهای بیجان یا خونین چندین شهروند مشاهده میشود. در برخی صحنهها، افراد روی زمین افتادهاند و خونریزی شدید در اطراف بدن یا ناحیه سر دیده میشود. در چند تصویر، شدت خونریزی و وضعیت بدن به گونهای است که با مرگ سریع یا مرگ در محل همخوانی دارد. همچنین در برخی ویدیوها، مردم تلاش میکنند پیکرهای افتاده را جابهجا کنند یا مجروحان را از محل دور کنند؛ امری که نشان میدهد در بسیاری از موارد امکان امدادرسانی رسمی یا امن وجود نداشته و خود مردم مجبور به واکنش فوری شدهاند. یکی از ویژگیهای برجسته در شواهد این گزارش، مشاهده جراحات سنگین در ناحیه سر و صورت است. در یکی از تصاویر، خونریزی شدید از ناحیه سر و صورت یک فرد مشاهده میشود و اطرافیان در تلاش برای کمکرسانی هستند. در تصاویر دیگر، پیکرهایی دیده میشود که روی زمین افتادهاند و آثار خونریزی در اطراف آنها وجود دارد. این شواهد با روایت تو همخوان است که بسیاری از قربانیان با تیر جنگی و در نقاط حیاتی مانند سر، قلب و پهلو هدف قرار گرفتهاند. تمرکز جراحات بر نقاط حیاتی بدن از نظر علمی و پزشکیقانونی با «هدفگیری کشنده» سازگار است. در چنین مواردی، احتمال مرگ فوری یا بسیار سریع بسیار بالاست. بنابراین تکرار این الگو در چند ویدیو و در چند منطقه تهران، دلالت بر آن دارد که شلیکها در موارد متعدد با قصد مرگبار انجام شدهاند. ------------ تحلیل نوع مهمات: شواهد مربوط به گلوله جنگی و مرگ فوری در توضیحات همراه برخی ویدیوها و همچنین در مشاهدات از مجموعه تصاویر، بهطور مستقیم به استفاده از «تیر جنگی» اشاره شده است. علاوه بر این اشارهها، شواهد تصویری از شدت خونریزی، و مشاهده پیکرهای بیجان در خیابان، همگی با استفاده از مهمات مرگبار سازگار است. در شرایطی که افراد غیرمسلح هستند و در حال حرکت یا تجمعاند، شلیک با گلوله جنگی به نواحی حیاتی بدن معمولاً منجر به مرگ سریع میشود. بنابراین در تحلیل ما، این شواهد به عنوان قرائن جدی استفاده از سلاح جنگی علیه شهروندان ثبت میشود. این موضوع از نظر حقوق بشری بسیار مهم است، زیرا استفاده از گلوله جنگی علیه مردم غیرمسلح، از مصادیق روشن استفاده غیرقانونی از نیروی مرگبار و نقض حق حیات است. همچنین اگر این الگو در چند منطقه تهران تکرار شده باشد، میتواند نشاندهنده یک سیاست سرکوب مرگبار و هماهنگ باشد. ----------- سایر اشکال خشونت: ضربوشتم و فرمان به آسیب مرگبار ویدیوهای این گزارش علاوه بر تیراندازی، شامل صحنههایی از ضربوشتم شهروندان با باتوم است. در یکی از موارد، گزارش همراه نشان میدهد که مردم صرفاً به دلیل حضور در پیادهرو مورد ضربوشتم قرار گرفتهاند. این رفتار، نشانهای از رویکرد سرکوبگرانهای است که حتی حضور عادی مردم در فضای عمومی را نیز تحمل نمیکند. همچنین در یک ویدیو، صدایی شنیده میشود که دستور به هدف قرار دادن سر میدهد. چنین دستورهایی در کنار شلیکهای مرگبار و مشاهده قربانیان، نشاندهنده خشونت سازمانیافته و احتمال وجود فرمان برای وارد کردن آسیب شدید یا کشنده است. ---------- واکنشهای مردم: اقدامات دفاعی، اضطراری و ضدشناسایی بر اساس مشاهده ما از ویدیوها، پس از آغاز تیراندازی و مشاهده کشتار، مردم برای حفظ جان خود اقداماتی انجام میدهند که ماهیت آنها دفاعی و اضطراری است. روشن کردن آتش با سطلهای زباله و ایجاد دود، در این زمینه نه به عنوان یک اقدام تهاجمی علیه افراد، بلکه به عنوان تلاش برای کاهش دید نیروهای سرکوبگر و محدود کردن امکان شلیک مستقیم قابل تحلیل است. این رفتار نشان میدهد که مردم در شرایطی قرار گرفتهاند که احساس کردهاند تنها راه کاهش خطر مرگ، ایجاد پوشش دید و مانع در خیابان است. همچنین در مواردی که نیروهای سرکوب به معترضان نزدیک بودهاند، پرتاب سنگ به سمت مأموران گزارش شده است. در چارچوب تحلیل حقوق بشری، این رفتار در شرایط تهدید مرگبار میتواند به عنوان واکنش دفاعی برای فرار از محل و جلوگیری از دستگیری یا تیراندازی نزدیک قابل تفسیر باشد. در ویدیوهای دیگر، مردم اقدام به آتش زدن بنرهای رهبران جمهوری اسلامی کردهاند که ماهیت آن بیان نمادین انزجار سیاسی است. همچنین ناکار کردن دوربینهای مداربسته و دوربینهای تشخیص چهره در چند نقطه، نشان میدهد که مردم بهدرستی نگران شناسایی و بازداشتهای پسینی بودهاند. این نگرانی در بستر تجربه تاریخی سرکوب در ایران، یک ترس مشروع و مبتنی بر واقعیت است. ------------ نتیجهگیری حقوقی: نقض حق حیات و قتل فراقضایی بر اساس شواهد تصویری موجود در این گزارش، موارد زیر به شکل روشن قابل استخراج است: نخست، اعتراضات در تهران در چندین محله و محور اصلی شهر رخ داده و در برخی مناطق در مقیاس بسیار بزرگ و چند صد هزار نفره بوده است. دوم، ماهیت غالب این تجمعات بر اساس مشاهده ویدیوها مسالمتآمیز و غیرمسلحانه بوده است. سوم، شواهد متعدد از صدای تیراندازی شدید، شلیک مستقیم و همچنین مشاهده پیکرهای بیجان یا خونین در خیابان وجود دارد. چهارم، طبق مشاهدات ما و تحلیل ارائهشده، قربانیان در موارد متعدد با گلوله جنگی و با اصابت به نقاط حیاتی مانند سر، قلب و پهلو جان خود را از دست دادهاند و برخی در محل جان باختهاند. این مجموعه شواهد نشان میدهد که جمهوری اسلامی در این بازه زمانی مرتکب نقض گسترده حق حیات شده است. شلیک مستقیم به شهروندان غیرمسلح و کشتار خیابانی، از مصادیق روشن قتل فراقضایی است. همچنین تکرار این الگو در چند منطقه تهران و در چند روز متوالی، نشان میدهد که این خشونت میتواند فراتر از رفتار فردی مأموران بوده و در چارچوب یک الگوی سیستماتیک سرکوب قابل بررسی باشد. در صورت تکمیل راستیآزمایی و تحلیل در سطح ملی، چنین الگویی قابلیت انطباق با عناصر جنایت علیه بشریت را نیز خواهد داشت.
کشته شدن یک شهروند در رشت
محل: رشت، ایران تاریخ اعلامشده در ویدیو: ۱۷ دیماه نوع مدرک: ویدیوی شهروندی وضعیت قربانی: بیجان/فوتشده (بر اساس ظاهر بدن و نبود هرگونه حرکت در تصویر) شرح مشاهدات (Visual Observations) در ویدیوی مورد بررسی، پیکر یک مرد جوان بر روی آسفالت خیابان مشاهده میشود. بدن به پشت روی زمین قرار دارد و دستها در دو طرف باز است. لباس فرد در چند ناحیه آغشته به خون است. در ناحیه سر، آثار خونریزی شدید قابل مشاهده است و خون روی زمین در کنار سر پخش شده است. چند نفر در اطراف پیکر حضور دارند (پاهای افراد در تصویر قابل مشاهده است). هیچ حرکت یا واکنشی از سوی قربانی در طول بخش قابل مشاهده ویدیو ثبت نمیشود. داده صوتی همراه ویدیو در ویدیو، صدای یک زن شنیده میشود که تاریخ را «۱۷ دیماه» اعلام میکند. این داده بهعنوان شاخص زمانی توسط شاهد حاضر در صحنه ثبت شده است. ارزیابی شدت آسیب حجم خونریزی در ناحیه سر نشاندهنده جراحت بسیار شدید و تهدیدکننده فوری حیات است. وضعیت بدن و نبود هرگونه حرکت با فوت قربانی سازگار است. نتیجهگیری این ویدیو نشان میدهد یک شهروند در جریان اعتراضات در شهر رشت در خیابان و فضای عمومی دچار جراحت مرگبار شده و پیکر بیجان او روی آسفالت مشاهده میشود. این سند تصویری نمونهای از خشونت مرگبار علیه شهروندان در جریان سرکوب اعتراضات است. طبقهبندی حقوق بشری (Human Rights Classification) در صورت نسبت دادن این خشونت به نیروهای حکومتی یا وابسته به حکومت، این پرونده میتواند شامل موارد زیر باشد: نقض حق حیات استفاده غیرقانونی از زور مرگبار قتل فراقضایی این یک الگوی سیستماتیک سرکوب است که ، میتواند در چارچوب جنایت علیه بشریت نیز بررسی شود.
سند جنایت * گزارش در حال تکمیل است **
عکسی که شهروندان زاهدان برای ما ارسال کرده اند نشان میدهد که ماموران سرکوب از تیر بار و سلاح نیمه سنگین برای کشتار معترضان استفاده کرده اند . گزارشاتی از شهر های دیگر ایران در ویدیو ها به وضوح دیده میشود که از ماشین های نیروی انتظامی برای حمل تیر بار و شلیک فله ای به مردم استفاده شده است .