1 / 64مستند سازی الگوی سراسری استفاده از نیروی مرگبار علیه معترضان در ایران – دیماه ۱۴۰۴
تهران، تهران
۱۹ دی ۱۴۰۴
گزارش / توضیحات
مقدمه
بر اساس مجموعه گستردهای از ویدیوهای میدانی ثبتشده در شهرهای مختلف ایران ـ از مشهد و تهران تا کرج، بومهن، خرمآباد، شیراز، آبدانان، بجنورد و سایر مناطق ـ و همچنین تصاویر سردخانهها، پیکرهای جانباختگان، شهادتهای خانوادهها و روایتهای مستقیم کادر درمان، وقایع دیماه ۱۴۰۴ نشاندهنده استفاده هماهنگ، تکرارشونده و مرگبار از سلاحهای جنگی علیه جمعیتی عمدتاً غیرمسلح است.
تحلیل تطبیقی این دادهها در سطح ملی نشان میدهد که آنچه رخ داده، مجموعهای از حوادث پراکنده محلی نیست، بلکه بازتولید یک الگوی عملیاتی مشابه در شهرهای متعدد است؛ الگویی که در آن نوع سلاح، نحوه هدفگیری، محل اصابت، فاصله شلیک، مدیریت پس از مرگ و حتی نحوه مواجهه با خانوادهها، شباهت ساختاری دارد.
-----------
ماهیت اولیه تجمعات و عدم وجود تهدید مسلحانه
ویدیوهای ثبتشده در ساعات اولیه اعتراضات در شهرهای مختلف، تصویری نسبتاً همگون ارائه میدهد: جمعیتهای گستردهای که شامل زنان، مردان، نوجوانان، سالمندان و حتی کودکان هستند، با دست خالی در حال شعار دادن یا حرکت در خیابانها دیده میشوند. در برخی صحنهها، معترضان به یکدیگر توصیه میکنند که به اموال عمومی و خصوصی آسیب نزنند. هیچ سلاح گرم یا سازماندهی نظامی در میان آنان مشاهده نمیشود.
در مشهد، میدان آزادی، پنجراه، هاشمیه، طلاب، احمدآباد و وکیلآباد شاهد چنین تجمعاتی بود. در تهران نیز در مناطقی مانند ستارخان و نازیآباد تجمعات مشابه ثبت شده است. در کرج، دانشجویان در میان جمعیت حضور دارند. در بومهن، کودکی ۱۲ ساله در همین فضای عمومی هدف گلوله قرار گرفت. این تصاویر، پیش از آغاز شلیک گسترده، فضایی را نشان میدهد که از منظر حقوقی، فاقد نشانههای تهدید مسلحانه قریبالوقوع است.
آغاز شلیک مستقیم و الگوی هدفگیری
با استقرار نیروهای مسلح در نقاط مختلف شهری، الگوی شلیک مستقیم با سلاحهای جنگی در چندین شهر بهصورت همزمان ثبت شده است. آنچه این الگو را متمایز میکند، نه صرف وقوع تیراندازی، بلکه محل اصابت و ماهیت جراحات است.
در تصاویر ثبتشده از پیکرهای جانباختگان در شهرهای مختلف، تمرکز اصابتها بر نواحی حیاتی بدن بهوضوح دیده میشود: سر، صورت، گردن، قفسه سینه و شکم. اصابت به گردن، که محل عبور شریانهای حیاتی و راه هوایی است، در موارد متعددی مشاهده شده است. از منظر پزشکیقانونی، چنین اصابتی با احتمال مرگ سریع همراه است. در برخی موارد، تخریب گسترده صورت و فک گزارش شده است؛ در موارد دیگر، اصابت به شکم با گلوله جنگی منجر به پارگی احشاء داخلی و خونریزی داخلی شدید شده است.
در کنار مهمات جنگی، استفاده گسترده از شاتگان و ساچمه نیز در چندین شهر ثبت شده است. در برخی تصاویر، دهها اثر ساچمه بر پشت، پهلو و اندامهای یک فرد دیده میشود. در یک مورد مستند، زنی سالخورده از پشت و از فاصلهای نزدیک هدف شاتگان قرار گرفته است؛ الگوی پراکندگی ساچمهها نشاندهنده فاصله کوتاه و شدت بالا است. این مورد در کنار موارد مشابه اصابت ساچمه به چشم دانشجوی جوان در کرج، یا تمرکز ساچمهها بر صورت و سر در مشهد، نشاندهنده یک الگوی هدفگیری مشترک است.
شلیک به پشت بدن در برخی موارد، نشان میدهد که افراد در حال فرار یا عقبنشینی هدف قرار گرفتهاند. هشدارهایی که در برخی ویدیوها شنیده میشود ـ مانند «مراقب چشمهایتان باشید» ـ با تمرکز اصابتها بر صورت و چشم همخوانی دارد.
استقرار نظامی و استفاده از تاکتیکهای جنگی در محیط شهری
در ویدیوهای مختلف، نیروهای مسلح پیش از آغاز تیراندازی بر پشتبامها و نقاط مرتفع مستقر هستند. در برخی شهرها، شلیک از طبقات بالایی ساختمانها ثبت شده است. در مواردی، خودروهای زرهی در میان مناطق غیرنظامی دیده میشوند که از داخل آنها به سمت جمعیت شلیک میشود.
استفاده از چنین تاکتیکهایی در محیط شهری علیه جمعیت غیرمسلح، از منظر تحلیلی با عملیات نظامی در برابر دشمن مسلح همخوانی دارد، نه با مدیریت انتظامی یک تجمع مدنی.
تداوم خشونت در بیمارستانها و اختلال در امدادرسانی
گزارشهای متعددی از انتقال دستی مجروحان توسط مردم وجود دارد. در برخی شهرها، نبود آمبولانس یا تأخیر در امدادرسانی گزارش شده است. روایتهایی از ورود نیروهای مسلح به مراکز درمانی و مداخله در روند درمان نیز وجود دارد. در یکی از روایتهای خانوادهها، مجروحی که پس از عمل جراحی وضعیت پایداری داشته، در بیمارستان هدف تیراندازی قرار گرفته است. در صورت تأیید مستقل، چنین اقدامی نشاندهنده گسترش خشونت فراتر از خیابان و تکمیل چرخه مرگ در فضای درمانی است.
سردخانهها، سولهها و مدیریت پس از مرگ
تصاویر سردخانهها در چندین شهر، پیکرهای متعددی را نشان میدهد که در کیسههای حمل جسد بهصورت فشرده در کنار یکدیگر قرار داده شدهاند. آثار اصابت گلوله جنگی بر گردن، شکم و صورت در این تصاویر قابل مشاهده است. این حجم از تلفات در بازه زمانی کوتاه، با مفهوم «تلفات انبوه» سازگار است.
روایتهایی از نگهداری پیکرها در سولهها و انتقال با کانتینرهای یخچالدار وجود دارد. در برخی موارد، خانوادهها گزارش دادهاند که برای تحویل پیکر تحت فشار برای پذیرش علت مرگ غیرواقعی قرار گرفتهاند. چنین رفتاری، در صورت اثبات، نشاندهنده تلاش برای تحریف علت مرگ و پنهانسازی ابعاد واقعی تلفات است.
تحلیل الگوی سراسری و استنتاج برنامهریزی قبلی
وقتی در شهرهای متعدد، در بازه زمانی مشابه، با نوع سلاح مشابه، محل اصابت مشابه، فاصله شلیک مشابه و الگوی پسامرگ مشابه مواجه هستیم، تحلیل منطقی نمیتواند این رخدادها را نتیجه واکنشهای تصادفی یا محلی بداند.
شباهتهای ساختاری در:
تمرکز بر نواحی کشنده
شلیک از فاصله نزدیک
استقرار پیشینی در نقاط مرتفع
استفاده همزمان از مهمات جنگی و شاتگان
انباشت پیکرها در سردخانهها
فشار بر خانوادهها برای تغییر روایت مرگ
نشان میدهد که با یک الگوی تکرارشونده در سطح ملی روبهرو هستیم.
نتیجهگیری تحلیلی و حقوقی
بر اساس مجموعه اسناد موجود، استفاده از نیروی مرگبار در دیماه ۱۴۰۴ در شهرهای مختلف ایران با هدف صرف «مدیریت امنیتی تجمع» قابل توضیح نیست. تمرکز شلیکها بر نواحی حیاتی بدن، تکرار این الگو در شهرهای متعدد، و حجم بالای تلفات در بازه زمانی کوتاه، نشان میدهد که هدف ایجاد بازدارندگی از طریق خشونت مرگبار بوده است.
در چارچوب حقوق بینالملل، استفاده گسترده و سازمانیافته از نیروی مرگبار علیه جمعیت غیرنظامی میتواند مصداق نقض جدی حق حیات، قتل فراقضایی و در صورت اثبات عناصر لازم، جنایت علیه بشریت باشد.
الگوی تکرارشونده در تمامی شهرها نشان میدهد که این وقایع را نمیتوان به سطح «حوادث محلی» تقلیل داد. آنچه ثبت شده، یک الگوی ملی از استفاده از خشونت مرگبار علیه معترضان غیرمسلح است.
*----------------------------------------------------------------------------------------------------------------*
تحلیل ساختاری: قرائن دال بر برنامهریزی قبلی و هماهنگی در سطح ملی
برای بررسی اینکه آیا وقایع دیماه ۱۴۰۴ را میتوان نتیجه تصمیمات لحظهای و محلی دانست یا باید آن را در چارچوب یک سیاست از پیش تعیینشده تحلیل کرد، لازم است عناصر مشترک در تمامی شهرهای مورد بررسی بهصورت ساختاری تحلیل شوند.
نخست، همزمانی زمانی در استفاده از مهمات جنگی در چندین شهر با فاصله جغرافیایی قابل توجه، نشاندهنده تصمیمگیری در سطحی فراتر از فرماندهی محلی است. در بازهای کوتاه، در شهرهای مختلف، نیروهای مسلح بهطور همزمان به استفاده از گلوله جنگی، شاتگان و در برخی موارد سلاحهای با کالیبر بالا اقدام کردهاند. این همزمانی، بدون وجود هماهنگی پیشینی، از منظر عملیاتی بعید به نظر میرسد.
دوم، نوع هدفگیری در شهرهای مختلف مشابه است. تمرکز اصابتها بر نواحی حیاتی بدن ـ سر، گردن، سینه، شکم، چشم و در برخی گزارشها ناحیه تناسلی ـ الگویی است که در چندین شهر تکرار شده است. اگر هدف صرفاً متفرقسازی جمعیت بود، انتظار میرفت اصابتها عمدتاً به اندامهای تحتانی محدود شود یا از ابزارهای غیرمرگبار استفاده شود. تمرکز بر نقاط کشنده در چندین شهر، قرینهای قوی بر وجود دستورالعمل یا رویکرد مشترک است.
سوم، استقرار نیروهای مسلح در نقاط مرتفع و استفاده از خودروهای زرهی در محیطهای غیرنظامی، پیش از آغاز گسترده تیراندازی، نشان میدهد که آمادگی عملیاتی برای مواجهه خشونتآمیز وجود داشته است. در ویدیوهای متعدد، نیروها پیش از درگیری گسترده در پشتبامها یا ساختمانهای مرتفع مستقر بودهاند. چنین استقراری، معمولاً نیازمند برنامهریزی و هماهنگی پیشینی است.
چهارم، مدیریت پس از کشتار نیز دارای شباهتهای ساختاری در شهرهای مختلف است. انباشت پیکرها در سردخانهها، گزارشهایی از نگهداری در سولهها، انتقال با کانتینرهای یخچالدار، و ادعاهای فشار بر خانوادهها برای پذیرش علت مرگ غیرواقعی، همگی نشاندهنده مرحلهای ثانویه در مواجهه با پیامدهای کشتار است. این مرحله، در صورت اثبات، نشان میدهد که سازوکارهایی برای کنترل روایت و محدودسازی انتشار اطلاعات فعال بودهاند.
پنجم، روایتهای خانوادهها در شهرهای مختلف از وجود «تیر خلاص» یا تکمیل مرگ در شرایطی که قربانیان هنوز زنده بودهاند، الگویی را نشان میدهد که با حذف قطعی افراد بهجای مهار موقت سازگار است. هرچند این موارد نیازمند بررسی مستقل و پزشکیقانونی دقیق است، اما تکرار چنین روایتهایی در مناطق مختلف، اهمیت تحلیلی دارد.
مجموع این عناصر، در کنار یکدیگر، قرائن قوی دال بر وجود هماهنگی و رویکرد عملیاتی مشترک در سطح ملی ایجاد میکند.
---------
چارچوب حقوق بینالملل: بررسی در قالب جنایت علیه بشریت
بر اساس ماده ۷ اساسنامه رم دیوان کیفری بینالمللی، «جنایت علیه بشریت» زمانی محقق میشود که اعمالی نظیر قتل، شکنجه یا سایر رفتارهای غیرانسانی، در قالب «حمله گسترده یا سازمانیافته علیه جمعیت غیرنظامی» و با آگاهی از آن حمله ارتکاب یابد.
در تحلیل وقایع دیماه ۱۴۰۴، عناصر زیر قابل بررسی است:
۱. حمله علیه جمعیت غیرنظامی:
ویدیوهای متعدد نشان میدهد که قربانیان عمدتاً شهروندان غیرمسلح بودهاند. حضور زنان، کودکان، سالمندان و رهگذران در میان جانباختگان، عنصر غیرنظامی بودن جمعیت را تقویت میکند.
۲. گستردگی یا سازمانیافتگی:
وقایع محدود به یک شهر یا یک شب نبوده است. تکرار الگوی مشابه در چندین شهر، در بازه زمانی نزدیک، نشاندهنده گستردگی جغرافیایی است. شباهت روشها و تاکتیکها نیز میتواند قرینهای بر سازمانیافتگی باشد.
۳. ارتکاب قتل و سایر اعمال غیرانسانی:
اصابت گلوله جنگی به نواحی حیاتی، استفاده از شاتگان در فاصله نزدیک، هدفگیری چشم و گردن، و گزارشهای مربوط به ممانعت از درمان، همگی میتوانند در چارچوب قتل فراقضایی یا رفتار غیرانسانی مورد بررسی قرار گیرند.
۴. آگاهی از حمله:
استقرار پیشینی نیروها، استفاده از تجهیزات نظامی سنگین، و تکرار الگو در چند شهر، نشان میدهد که نیروهای درگیر از ماهیت اقدامات خود و پیامدهای مرگبار آن آگاه بودهاند.
در صورتی که این عناصر در یک روند حقیقتیابی مستقل تأیید شوند، وقایع مذکور میتواند در چارچوب تعریف «جنایت علیه بشریت» قابل بررسی باشد.
-----------
جمعبندی نهایی
الگوی مشاهدهشده در شهرهای مختلف ایران در دیماه ۱۴۰۴، از منظر تحلیلی، دارای عناصر مشترکی است که فراتر از یک سرکوب موردی یا واکنش محلی قرار میگیرد. همزمانی، شباهت در هدفگیری، استفاده از سلاحهای مشابه، مدیریت مشابه پس از مرگ، و تکرار در چندین شهر، مجموعهای از قرائن را تشکیل میدهد که احتمال وجود یک رویکرد هماهنگ و از پیش تعیینشده را تقویت میکند.
این تحلیل، بهتنهایی جایگزین تحقیقات مستقل قضایی و پزشکیقانونی نیست، اما نشان میدهد که مستندات موجود، سطح بررسی را از «نقضهای پراکنده» به سطح «حمله گسترده یا سازمانیافته علیه جمعیت غیرنظامی» ارتقاء میدهد.
۱۹ دی ۱۴۰۴