مستند سازی بررسی وضعیت پیکرهای منتقل‌شده به پزشکی قانونی کهریزک و کرمانشاه1 / 25

مستند سازی بررسی وضعیت پیکرهای منتقل‌شده به پزشکی قانونی کهریزک و کرمانشاه

ري، تهران

۱۸ دی ۱۴۰۴

گزارش / توضیحات

موضوع: تحلیل پزشکی‌قانونی و حقوقی تصاویر مربوط به پیکرهای منتقل‌شده به پزشکی قانونی کهریزک و کرمانشاه بازه زمانی: وقایع مرتبط با ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه وضعیت منابع: تصاویر و ویدیوهای متعدد ثبت‌شده از محل سردخانه‌ها و محوطه شناسایی پیکرها – تأییدشده توسط منابع میدانی کاربرد: آرشیو حقوق بشری و انتشار بین‌المللی ---------------------------------------------- مقدمه و چارچوب گزارش این گزارش بر اساس مجموعه‌ای از تصاویر و ویدیوهای متعدد تهیه شده است که از پزشکی قانونی کهریزک و همچنین سردخانه‌ای در کرمانشاه ثبت شده‌اند. تصاویر نشان‌دهنده انتقال و نگهداری انبوه پیکرهای کشته‌شدگان در یک بازه زمانی کوتاه است. این مجموعه شواهد تصویری علاوه بر ثبت تلفات گسترده، امکان بررسی الگوی جراحات، نوع برخورد با پیکرها، و نحوه مواجهه خانواده‌ها در فرآیند شناسایی را فراهم می‌کند. هدف این گزارش، ارائه یک تحلیل منسجم و علمی از شواهد تصویری و استخراج دلالت‌های پزشکی‌قانونی و حقوقی آن است. ۲) مقیاس تلفات و مدیریت انبوه پیکرها در تصاویر ثبت‌شده، تعداد بسیار زیادی پیکر در کیسه‌های سیاه حمل جسد مشاهده می‌شود. پیکرها در فضای باز و همچنین در محیط‌های داخلی به‌صورت متراکم چیده شده‌اند. چیدمان فشرده، قرارگیری چندین ردیف از کیسه‌ها در کنار هم، و حضور هم‌زمان شمار زیادی از افراد برای شناسایی، نشان‌دهنده وضعیت «تلفات انبوه» است. وجود این تعداد پیکر در یک محل، در یک بازه زمانی کوتاه، از نظر تحلیلی با یک رخداد محدود یا پراکنده همخوانی ندارد و دلالت بر یک موج پرتلفات و هم‌زمان دارد. این مسئله به‌ویژه از آن جهت اهمیت دارد که در بسیاری از تصاویر، خانواده‌ها ناچارند در میان تعداد زیادی پیکر حرکت کرده، کیسه‌ها را باز کنند و چهره‌ها را بررسی کنند؛ امری که نشان‌دهنده نبود سازوکار انسانی، نظام‌مند و محترمانه برای شناسایی و تحویل پیکرهاست. ۳) الگوی غالب جراحات: تمرکز بر سر و گردن یکی از برجسته‌ترین ویژگی‌های مشاهده‌شده در تصاویر، وجود جراحات مرگبار در سر، صورت، پیشانی، ناحیه گیجگاهی و گردن است. در موارد متعدد، خونریزی گسترده از نواحی صورت (به‌ویژه بینی و دهان) و نیز آثار آسیب شدید به سر مشاهده می‌شود. از منظر پزشکی‌قانونی، تمرکز جراحات در سر و گردن به این معناست که آسیب به نواحی حیاتی با احتمال مرگ فوری یا بسیار سریع رخ داده است. سر و گردن شامل ساختارهایی است که آسیب به آن‌ها معمولاً کشنده است: مغز، ساقه مغز، راه هوایی، و عروق اصلی گردن (مانند کاروتیدها). بنابراین، تکرار الگوی جراحات در این نواحی، به‌صورت منطقی با «هدف‌گیری کشنده» همخوانی دارد و با استانداردهای کنترل تجمعات و استفاده متناسب از زور ناسازگار است. ۴) آثار ساچمه‌های متعدد و معنای آن در برخی پیکرها آثار متعدد و پراکنده روی پوست مشاهده می‌شود که با الگوی اصابت ساچمه سازگار است. این آثار به شکل نقاط متعدد نزدیک به هم یا پراکنده در سطح بدن دیده می‌شوند. از منظر علمی، شلیک ساچمه در محیط شهری، به‌ویژه اگر به سمت بالاتنه، گردن و صورت انجام شود، می‌تواند کشنده باشد. تعدد ساچمه‌ها روی یک بدن نشان می‌دهد شلیک نه به شکل محدود یا هشداردهنده، بلکه با شدتی انجام شده که بدن را در سطح وسیع درگیر کرده است. این امر در صورت برخورد با سر و گردن می‌تواند مرگ سریع ایجاد کند. وجود هم‌زمان آثار ساچمه و نیز جراحات مرگبار در نواحی حیاتی، نشان می‌دهد طی این رخداد از مهمات متنوع، از جمله مهمات ساچمه‌ای، استفاده شده است. ۵) تحلیل خونریزی و نقش وضعیت بدن (بررسی مورد اصابت پیشانی) در یکی از تصاویر، جراحتی در مرکز پیشانی به‌عنوان محل اصابت مشاهده می‌شود. در کنار آن، خون در بخش‌هایی از مو یا اطراف سر دیده می‌شود. از منظر پزشکی‌قانونی، مسیر خونریزی تنها به محل زخم وابسته نیست؛ بلکه به وضعیت بدن در لحظه خونریزی و نیز پس از آن بستگی دارد. اگر فرد پس از اصابت برای مدت کوتاهی در وضعیت ایستاده باقی بماند، خون معمولاً به سمت پایین صورت، بینی، دهان، گردن و لباس جلویی جریان پیدا می‌کند. اما اگر فرد بلافاصله به پشت افتاده باشد یا سریع در وضعیت خوابیده قرار گرفته باشد، خون می‌تواند در پشت سر یا اطراف سر تجمع پیدا کند. همچنین جابه‌جایی پیکر پس از مرگ یا در آستانه مرگ می‌تواند باعث تغییر مسیر خون شود. قرارگیری سر در زاویه‌های متفاوت، تماس با سطح زمین، و انتقال روی برانکارد یا داخل کیسه نیز از عوامل تعیین‌کننده مسیر خون هستند. بنابراین، مشاهده خون در موها و اطراف سر در کنار زخم پیشانی، با افتادن سریع، قرارگیری طولانی در وضعیت خوابیده، و جابه‌جایی پس از مرگ سازگار است. ۶) وجود آثار مداخلات پزشکی روی پیکرهای دارای جراحات مرگبار در برخی تصاویر، نشانه‌هایی از مداخلات پزشکی مشاهده می‌شود، از جمله: چسب‌ها یا پدهای پزشکی روی قفسه سینه آثار اتصال تجهیزات درمانی نشانه‌هایی از اقدامات اولیه احیا این شواهد نشان می‌دهد بخشی از قربانیان پس از اصابت گلوله یا ساچمه، به مراکز درمانی منتقل شده‌اند یا دست‌کم برای مدت کوتاه تحت مداخله اورژانسی قرار گرفته‌اند. وجود آثار درمانی روی پیکرهایی که جراحات مرگبار در سر و گردن دارند، نشان می‌دهد برخی قربانیان با وجود شدت جراحت، به مرحله انتقال و تلاش درمانی رسیده‌اند اما جان خود را از دست داده‌اند. این موضوع از نظر حقوق بشری اهمیت ویژه دارد، زیرا نشان می‌دهد زنجیره مرگ در مواردی تنها به «لحظه شلیک» محدود نبوده و فرآیند انتقال، درمان، و سپس مرگ را نیز شامل شده است. ۷) باندگذاری دهان به شیوه غیرمعمول: دهان باز، عبور باند از داخل دهان، گره پشت سر در بخش عمده‌ای از پیکرهای مشاهده‌شده، یک الگوی تکرارشونده از باند پزشکی دیده می‌شود که ویژگی‌های آن چنین است: دهان پیکر باز است باند یا گاز پزشکی از میان/داخل دهان عبور داده شده است باند به پشت سر منتقل شده و گره خورده است فک در وضعیت باز باقی مانده است این شیوه با «بستن فک برای بسته نگه داشتن دهان» متفاوت است. در اینجا باند به جای آنکه فک را بسته نگه دارد، به نظر می‌رسد نقش تثبیت‌کننده یا مهارکننده درون دهان داشته باشد. از منظر پزشکی‌قانونی، چنین باندگذاری می‌تواند چند کارکرد داشته باشد: ۷-۱) کنترل خروج خون و ترشحات در مرگ‌های ناشی از آسیب شدید، به‌ویژه آسیب‌های سر، گردن و راه هوایی، خروج خون از دهان و بینی بسیار شایع است. قرار دادن گاز داخل دهان می‌تواند نقش جاذب داشته باشد و مانع خروج گسترده خون به داخل کیسه یا محیط شود. این اقدام به‌ویژه در شرایط انتقال انبوه و فشرده پیکرها ممکن است به عنوان یک روش سریع و تکرارشونده استفاده شود. ۷-۲) تثبیت وضعیت صورت در صورت آسیب‌های شدید در مواردی که ضربه یا نفوذ به صورت و فک رخ داده باشد، یا بافت‌های نرم شل شده باشند، قرار دادن باند درون دهان و مهار آن به پشت سر می‌تواند برای تثبیت نسبی وضعیت چهره و جلوگیری از تغییر شکل در حمل‌ونقل به کار رود. ۷-۳) استانداردسازی فرآیند در شرایط تلفات انبوه وقتی یک روش در درصد بسیار بالایی از پیکرها دیده می‌شود، نشان‌دهنده «استانداردسازی شتاب‌زده» است. این نوع روش‌ها معمولاً در شرایطی غالب می‌شوند که تعداد پیکرها زیاد است و مرکز نگهداری یا انتقال با وضعیت پرتلفات مواجه است. تکرار گسترده این الگو در تصاویر، از نظر تحلیلی دلالت بر آن دارد که پیکرها به‌صورت انبوه و در شرایط اضطراری و پرتلفات مدیریت شده‌اند. ۸) تحلیل علمی مفهوم «تیر خلاص» بر اساس الگوی جراحات و منطق کشندگی در تحلیل پزشکی‌قانونی و حقوق بشری، مفهوم «تیر خلاص» به معنای شلیک نهایی به فردی است که از کار افتاده، زمین‌گیر یا ناتوان شده و هدف از شلیک، پایان دادن به حیات است. این مفهوم با نشانه‌هایی مانند محل اصابت، دقت هدف‌گیری و انتخاب نواحی حیاتی بررسی می‌شود. در تصاویر بررسی‌شده، تمرکز بالای جراحات مرگبار در سر و گردن از نظر علمی با «هدف‌گیری برای کشندگی قطعی» سازگار است. سر و گردن نواحی‌ای هستند که شلیک به آن‌ها معمولاً احتمال زنده ماندن را به حداقل می‌رساند. بنابراین وقتی در میان تعداد زیادی قربانی، جراحات در این نواحی به‌صورت پرتکرار مشاهده می‌شود، تحلیل منطقی آن است که شلیک‌ها صرفاً برای متوقف‌سازی یا پراکنده‌کردن نبوده، بلکه در موارد قابل توجه با هدف ایجاد مرگ انجام شده است. در چنین الگوهایی، تیر خلاص می‌تواند دو سناریو را شامل شود: تیر خلاص در صحنه خیابان، زمانی که فرد زمین افتاده یا توان حرکت ندارد تیر خلاص پس از انتقال یا بازداشت، زمانی که فرد زخمی منتقل شده و سپس کشته می‌شود وجود آثار مداخلات پزشکی روی برخی پیکرها نشان می‌دهد که برخی قربانیان وارد مرحله انتقال و درمان شده‌اند. این نکته به‌صورت علمی احتمال می‌دهد که بخشی از قربانیان در چند مرحله آسیب دیده‌اند یا روند مرگ آن‌ها در زنجیره‌ای از رخدادها تکمیل شده است. ۹- پیامد انسانی و اجتماعی: تحمیل مواجهه جمعی خانواده‌ها با مرگ انبوه تصاویر نشان می‌دهد خانواده‌ها در یک فضای عمومی و پرتراکم، در میان ده‌ها پیکر، مجبور به شناسایی عزیزان خود شده‌اند. این وضعیت نشان‌دهنده یک بحران انسانی است که در آن خانواده‌ها نه تنها با مرگ عزیزان، بلکه با فرآیند غیرانسانی شناسایی و مواجهه هم‌زمان با مرگ دیگران نیز روبه‌رو شده‌اند. این وضعیت از منظر حقوق بشری به معنای تحمیل رنج مضاعف و رفتار تحقیرآمیز نسبت به کرامت انسانی خانواده‌ها و پیکرهاست. ۱۰) نتیجه‌گیری حقوقی بر اساس شواهد تصویری ثبت‌شده در کهریزک و کرمانشاه، موارد زیر به‌طور روشن قابل استخراج است: تلفات گسترده و هم‌زمان در بازه زمانی کوتاه تمرکز بالای جراحات مرگبار در سر و گردن وجود آثار ساچمه‌های متعدد روی بدن برخی قربانیان وجود آثار مداخلات پزشکی روی بخشی از پیکرها مدیریت انبوه پیکرها و فرآیند شناسایی جمعی خانواده‌ها این مجموعه شواهد نشان‌دهنده نقض‌های جدی زیر است: نقض حق حیات استفاده غیرقانونی از زور مرگبار علیه شهروندان غیرنظامی قتل فراقضایی رفتار غیرانسانی و تحقیرآمیز نسبت به پیکرها و خانواده‌ها در صورت بررسی سیستماتیک در سطح ملی: قابلیت انطباق با عناصر جنایت علیه بشریت

۱۸ دی ۱۴۰۴