1 / 5نقض حق حیات و سرکوب مرگبار در بیمارستان الغدیر تهران بر اساس شواهد تصویری، شهادت کادر درمان و گزارش رسانهای
تهران، تهران
۱۸ دی ۱۴۰۴
گزارش / توضیحات
بازه زمانی: شبهای پنجشنبه ۱۸ دی و جمعه ۱۹ دی ۱۴۰۴ (با شواهد تکمیلی از روزهای بعد)
وضعیت منابع: تصاویر و ویدیوهای ثبتشده از محوطه/فضای انبارمانند بیمارستان الغدیر، شهادت یک عضو کادر درمان این بیمارستان، و گزارش منتشرشده از سوی ایران اینترنشنال
کاربرد: آرشیو حقوق بشری، مستندسازی بینالمللی، و استفاده در روندهای حقیقتیابی و پیگیری قضایی آینده
------------
مقدمه و چارچوب گزارش
این گزارش بر اساس مجموعهای از شواهد مستقل اما همراستا تهیه شده است که همگی به وضعیت بیمارستان الغدیر تهران در شبهای ۱۸ و ۱۹ دی ۱۴۰۴ مربوط هستند. شواهد شامل تصاویر و ویدیوهایی است که نشان میدهد تعدادی از پیکرهای جانباختگان در فضایی انبارمانند یا در محوطه بیمارستان کنار هم قرار داده شدهاند. در گزارش رسانهای منتشرشده، اشاره شده که برخی از این قربانیان با شلیک مستقیم به سر جان باختهاند. افزون بر این، شهادت یک عضو کادر درمان بیمارستان الغدیر بهعنوان شاهد عینی، جزئیات بسیار مهمی درباره حجم مجروحان، نوع جراحات، استمرار عملهای جراحی، میزان مرگومیر، و شرایط بحرانی بیمارستان ارائه میدهد. همچنین در یکی از موارد، شناسایی یک قربانی به نام آیدا عقیلی توسط مادر او و تأیید این شناسایی از سوی خواهرش، یک قرینه هویتی مهم به پرونده اضافه میکند و نشان میدهد که تصاویر و ویدیوها به قربانیان واقعی و قابل شناسایی مربوط است.
هدف این گزارش، مستندسازی و تحلیل حقوقبشریِ آن چیزی است که در بیمارستان الغدیر رخ داده است؛ نه صرفاً بهعنوان یک بحران درمانی، بلکه بهعنوان یکی از نقاط کلیدی در زنجیره کشتار خیابانی، انتقال مجروحان و جانباختگان، و پنهانسازی یا مدیریت پرتلفات پس از سرکوب. این گزارش با تمرکز بر نقض حق حیات و استفاده از خشونت مرگبار علیه شهروندان، تلاش میکند نشان دهد که بیمارستان الغدیر در شبهای ۱۸ و ۱۹ دی با موجی از مجروحان مواجه بوده که الگوی جراحات آنها با «هدفگیری کشنده» سازگار است و همچنین با حجمی از جانباختگان مواجه بوده که در سطح عادی یک بیمارستان قابل مدیریت نبوده است.
--------------
شرح وضعیت بیمارستان الغدیر در شبهای ۱۸ و ۱۹ دی: قرائن «بحران پرتلفات»
شهادت عضو کادر درمان بیمارستان الغدیر نشان میدهد که ورود مجروحان به این بیمارستان کمی پس از ساعت ۸ شب آغاز شده و به سرعت به سطحی رسیده که ظرفیت اورژانس را کاملاً از کار انداخته است. مطابق این شهادت، تعداد مجروحان به حدی بوده که اورژانس پاسخگو نبوده و یکی از بخشهای بیمارستان بهصورت اضطراری تخلیه شده تا به عنوان فضای پذیرش و مدیریت مجروحان استفاده شود. چنین اقدامی معمولاً زمانی رخ میدهد که یک مرکز درمانی با وضعیت «Mass Casualty Incident» یا بحران پرتلفات مواجه میشود؛ وضعیتی که در آن حجم مجروحان بهطور ناگهانی از ظرفیت استاندارد فراتر میرود و بیمارستان ناچار میشود ساختار داخلی خود را تغییر دهد.
در همین شهادت تأکید شده که فضای بیمارستان، از راهروها تا اتاقها و مسیرهای منتهی به اتاق عمل، بهشدت خونآلود بوده و تیم درمانی در تمامی ردهها بهطور پیوسته در حال کار بودهاند. روایت این شاهد نشان میدهد که اتاق عمل بدون وقفه فعال بوده و این وضعیت نه در حد چند ساعت، بلکه در بازهای طولانی ادامه داشته است؛ بهطوری که گفته میشود دو شبانهروز اتاق عمل بهصورت فعال درگیر بوده است. استمرار این وضعیت و توصیف «زخمی پشت زخمی»، نشان میدهد که حجم آسیبدیدگان در سطحی بوده که نه تنها یک بیمارستان، بلکه شبکه درمانی تهران را تحت فشار شدید قرار داده است.
شاهد همچنین بیان میکند که تلاش برای انتقال برخی مجروحان به بیمارستانهای دیگر نیز با شکست مواجه بوده، زیرا سایر بیمارستانهای تهران نیز شرایط مشابهی داشتهاند. این نکته نشان میدهد که بحران محدود به یک بیمارستان نبوده و احتمالاً به دلیل گستردگی تیراندازی و سرکوب، چندین مرکز درمانی همزمان با موجی از مجروحان و جانباختگان مواجه شدهاند.
------------
الگوی جراحات و معنای پزشکیقانونی آن: تمرکز بر سر و نقاط حیاتی
یکی از مهمترین بخشهای شهادت کادر درمان، توصیف الگوی غالب جراحات است. در این شهادت بهصراحت بیان شده که بسیاری از مجروحان با تیر جنگی آسیب دیده بودند و تعداد زیادی از آنان از ناحیه سر هدف قرار گرفته بودند. تأکید بر شلیک به سر، از منظر پزشکیقانونی و حقوق بشری، نشانهای بسیار جدی است؛ زیرا سر یکی از کشندهترین نقاط بدن است و اصابت گلوله به سر غالباً با مرگ فوری یا مرگ سریع همراه است. زمانی که در میان حجم بالای مجروحان، جراحات سر بهعنوان الگوی غالب توصیف میشود، این مسئله با «هدفگیری برای مرگ» سازگار است، نه با شلیک هشداردهنده یا شلیک برای متوقفسازی.
در شهادت، علاوه بر سر، به شلیک به ناحیه تناسلی پسران نیز اشاره شده است. این نوع هدفگیری، از منظر حقوق بشری، تنها یک جراحت فیزیکی نیست، بلکه حامل معنای شکنجهگونه و تحقیرآمیز است؛ زیرا آسیب به این ناحیه میتواند هدفمند و برای ایجاد رنج شدید، نابودی جسمی، یا تحمیل پیام روانی و اجتماعی باشد. وجود چنین الگوهایی، نشان میدهد خشونت اعمالشده صرفاً به قصد متفرق کردن جمعیت نبوده، بلکه در مواردی ماهیت تنبیهی و تحقیرآمیز داشته است.
همچنین به جراحات پا اشاره شده اما با تأکید بر اینکه تعداد آن کمتر بوده است. این مقایسه نیز از نظر تحلیلی مهم است، زیرا در ادبیات کنترل غیرمرگبار، اگر نیرویی بخواهد صرفاً فرد را از حرکت بیندازد، معمولاً اندام تحتانی هدف قرار میگیرد. اما وقتی الگوی غالب، شلیک به سر و نقاط کشنده است، نتیجه منطقی آن است که هدف، مرگ یا ایجاد بیشترین میزان تلفات بوده است.
-----------------
شواهد مرگ در بیمارستان و مرگ پیش از رسیدن به اتاق عمل
در شهادت کادر درمان، بهطور روشن بیان شده که بسیاری از مجروحان به دلیل شدت جراحات، یا در اتاق عمل جان باختهاند یا اساساً فرصت رسیدن به اتاق عمل را پیدا نکردهاند. این نکته نشان میدهد که سطح آسیبها بسیار شدید بوده و حتی با وجود تلاش درمانی، امکان نجات تعداد زیادی از قربانیان وجود نداشته است. شاهد تأکید میکند که مرگها نه به دلیل اهمال یا کمکاری، بلکه به دلیل خونریزی شدید، تعداد زیاد مجروحان و شدت آسیب رخ داده است. این توصیف، از منظر حقوق بشری، یک قرینه مهم برای رد هرگونه روایت احتمالی رژیم درباره «مرگهای تصادفی» یا «درگیری محدود» است؛ زیرا در یک درگیری محدود، بیمارستانها معمولاً با چنین موجی از مجروحان با تیر جنگی مواجه نمیشوند.
همچنین اشاره به تلاش برای تزریق خون و سرم و حفظ مجروحان تا رسیدن به اتاق عمل، نشان میدهد که بحران در سطحی بوده که منابع درمانی و ظرفیت انسانی بیمارستان در معرض فرسایش قرار گرفته است. این وضعیت در پروندههای سرکوب مرگبار، یکی از نشانههای «کشتار پرتلفات» است: وقتی تعداد زیادی از افراد در مدت کوتاه با جراحات جنگی به بیمارستان منتقل میشوند، سیستم درمانی بهطور طبیعی دچار اشباع میشود و مرگومیر افزایش مییابد.
--------
شواهد تصویری از جانباختگان: انباشت پیکرها در فضای انبارمانند بیمارستان
تصاویر و ویدیوهای موجود در این پرونده نشان میدهد که تعدادی از پیکرهای جانباختگان در بیمارستان الغدیر، در فضایی انبارمانند یا در محوطهای غیرمتعارف کنار هم قرار داده شدهاند. در گزارش رسانهای منتشرشده نیز اشاره شده که این پیکرها مربوط به شبهای ۱۸ و ۱۹ دی هستند و برخی از قربانیان با شلیک مستقیم گلوله به سر جان باختهاند. وجود چنین صحنهای در یک بیمارستان، از منظر مستندسازی اهمیت ویژه دارد؛ زیرا نشان میدهد تعداد جانباختگان به سطحی رسیده که سردخانه بیمارستان یا سازوکار معمول نگهداری اجساد پاسخگو نبوده و بیمارستان ناچار شده پیکرها را در یک فضای غیرمعمول نگهداری کند.
این مسئله نه تنها یک بحران درمانی، بلکه یک شاخص از «ابعاد کشتار» است. در شرایط عادی، بیمارستانها ظرفیت محدود و مشخصی برای نگهداری پیکرها دارند. اما وقتی تعداد جانباختگان در یک بازه کوتاه افزایش مییابد، بیمارستان ناچار میشود از فضاهای جایگزین استفاده کند. در پرونده حاضر، تصاویر نشان میدهد که پیکرها در کنار هم و در سطح زمین قرار داده شدهاند؛ وضعیتی که از منظر حقوق بشری، میتواند با نقض کرامت قربانیان نیز همراه باشد، زیرا استانداردهای انسانی و محترمانه نگهداری اجساد در چنین شرایطی رعایت نمیشود یا امکان رعایت آن از بین میرود.
------
شواهد هویتی و تأیید خانوادگی: مورد آیدا عقیلی
در میان شواهد موجود، یک مورد هویتی مشخص وجود دارد که اهمیت پرونده را افزایش میدهد. بر اساس متن منتشرشده، ویدیویی از محوطه بیمارستان الغدیر در شبکههای اجتماعی وایرال شده و در آن پیکر چند قربانی دیده میشود. در همان متن آمده که چهره یکی از قربانیان قابل شناسایی بوده و مادر آیدا عقیلی او را شناسایی کرده است. خواهر او، میترا، نیز در حساب خود در شبکه اجتماعی X این موضوع را تأیید کرده و اعلام کرده که فردی که در آغاز ویدیو دیده میشود، آیدا عقیلی است.
این شهادت خانوادگی، از منظر مستندسازی حقوق بشری، یک مؤلفه بسیار مهم است، زیرا ویدیو را از سطح «تصاویر ناشناس» به سطح «شاهد دارای قربانی قابل شناسایی» ارتقا میدهد. وجود قربانی شناساییشده، امکان پیگیریهای بعدی مانند ثبت مشخصات، زمان تقریبی مرگ، مسیر انتقال و حتی دریافت شهادتهای تکمیلی از خانواده را فراهم میکند. همچنین این مورد نشان میدهد که تصاویر و ویدیوهای بیمارستان الغدیر، نه ساختگی و نه صرفاً یک روایت عمومی، بلکه مربوط به افراد واقعی و خانوادههای واقعی است که در همان زمان در حال جستوجو و شناسایی بودهاند.
--------------
تحلیل حقوقی: نقض حق حیات و شواهد قتل فراقضایی
با توجه به مجموعه شواهد موجود در این پرونده، اصلیترین نقض ثبتشده، نقض حق حیات است. ورود گسترده مجروحان با تیر جنگی، تمرکز جراحات بر سر و نقاط کشنده، مرگهای متعدد پیش از رسیدن به اتاق عمل یا در اتاق عمل، و همچنین انباشت پیکرهای جانباختگان در فضای انبارمانند بیمارستان، همگی نشان میدهد که رژیم جمهوری اسلامی در جریان سرکوب اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دی، از نیروی مرگبار علیه شهروندان استفاده کرده است.
از منظر حقوق بشر، حتی اگر رژیم ادعا کند که در حال مقابله با «آشوب» بوده، استفاده از گلوله جنگی علیه شهروندان و هدفگیری نقاط کشنده، با اصول ضرورت، تناسب و احتیاط ناسازگار است. شلیک به سر، بهویژه در مقیاس بالا، از نظر حقوقی میتواند در چارچوب قتل فراقضایی بررسی شود؛ زیرا نشاندهنده استفاده از نیروی مرگبار بدون طی فرآیند قضایی و بدون وجود معیارهای قانونی قابل قبول برای کشتن است.
همچنین شلیک به ناحیه تناسلی، علاوه بر پیامدهای مرگبار یا آسیب شدید، از منظر حقوق بشری میتواند مصداق رفتار غیرانسانی و تحقیرآمیز و حتی شکنجه باشد، زیرا این نوع آسیب معمولاً با هدف تحقیر و نابودی جسمی و روانی انجام میشود. در صورتی که این الگو در سایر بیمارستانها یا گزارشهای دیگر نیز تکرار شود، میتواند بهعنوان نشانهای از روشهای خشونتبار سیستماتیک ثبت شود.
---------
نتیجهگیری: بیمارستان الغدیر بهعنوان سند کلیدی از ابعاد کشتار
شواهد مربوط به بیمارستان الغدیر نشان میدهد که این مرکز درمانی در شبهای ۱۸ و ۱۹ دی با موجی از مجروحان مواجه بوده که الگوی جراحات آنان با هدفگیری کشنده سازگار است. شهادت کادر درمان، بهطور روشن از تیر جنگی، شلیک به سر، خونریزی شدید و مرگهای متعدد سخن میگوید. تصاویر و ویدیوهای موجود نیز نشان میدهد که تعداد جانباختگان به سطحی رسیده که بیمارستان ناچار شده پیکرها را در فضایی انبارمانند یا در محوطه کنار هم قرار دهد. مورد هویتی آیدا عقیلی و تأیید خانوادگی، اعتبار این شواهد را تقویت میکند و امکان پیگیریهای بعدی را افزایش میدهد.
این مجموعه شواهد، بیمارستان الغدیر را به یکی از اسناد کلیدی در مستندسازی سرکوب مرگبار تهران تبدیل میکند؛ سندی که هم ماهیت خشونت و هم مقیاس تلفات را نشان میدهد و در کنار سایر شواهد، میتواند مبنای تحقیقات مستقل و بینالمللی قرار گیرد.
------------
پیوند با پرونده خیابانی تهران و رد ادعای رژیم درباره «مسلح بودن معترضان»
رژیم جمهوری اسلامی همواره برای توجیه کشتار شهروندان، از روایتهای ساختگی استفاده کرده و در چهار دهه گذشته بارها تلاش کرده مسئولیت جنایات خود را به عوامل خارجی یا دشمنان فرضی نسبت دهد. در وقایع ۱۸ و ۱۹ دی نیز یکی از محورهای تبلیغاتی رژیم، ادعای مسلح بودن معترضان و تلاش برای تبدیل کشتار خیابانی به یک «درگیری» بوده است. با این حال، گزارش جداگانهای که ما بر اساس ویدیوهای خیابانی تهران تهیه کردهایم نشان میدهد مردم در تجمعات عمدتاً با دست خالی و بدون سلاح حضور داشتهاند و در بسیاری از صحنهها رفتار آنان مسالمتآمیز بوده است. در همان ویدیوها، شواهدی از شلیک مستقیم و استفاده از گلوله جنگی علیه شهروندان غیرمسلح وجود دارد.
در این چارچوب، شواهد بیمارستان الغدیر بهعنوان سند پسینی و پزشکی، نشان میدهد پیامد آن شلیکها، ورود انبوه مجروحان با تیر جنگی و مرگ گسترده جوانان بوده است. بنابراین مجموعه شواهد خیابانی و شواهد بیمارستانی، ادعای رژیم درباره «مسلح بودن معترضان» را بیاعتبار میکند و نشان میدهد آنچه رخ داده، نقض گسترده حق حیات و کشتار شهروندان معترض بوده است.
۱۸ دی ۱۴۰۴